جلال عبدالهی؛ ایرج نیک سرشت
چکیده
چکیده: بیشک علوم تجربی، به خصوص فیزیک، یکی از مهمترین دستاوردهای بشر است. اما، شمار اندکی از افراد جامعه از سازوکار واقعی و نحوه انجام فعالیتهای علمی آگاهی دارند. یکی از دلایل این عدم آگاهی، عدم توجه کافی به «ماهیت علم» در آموزش علوم است. این مقاله که به روش کتابخانهای و تحلیلی تالیف شده، به موضوع ماهیت علم و رویکرد مناسب ...
بیشتر
چکیده: بیشک علوم تجربی، به خصوص فیزیک، یکی از مهمترین دستاوردهای بشر است. اما، شمار اندکی از افراد جامعه از سازوکار واقعی و نحوه انجام فعالیتهای علمی آگاهی دارند. یکی از دلایل این عدم آگاهی، عدم توجه کافی به «ماهیت علم» در آموزش علوم است. این مقاله که به روش کتابخانهای و تحلیلی تالیف شده، به موضوع ماهیت علم و رویکرد مناسب ارائه و آموزش ماهیت علوم بویژه در درس فیزیک میپردازد. ارائه ماهیت علم در قالب تعدادی مولفه، رویکرد استاندارد و جافتادهای است که با عنوان رویکرد توافقی (مولفهای) شناخته شدهاست. اما، این رویکرد با نقدها و کاستیهایی روبهرو شده است. در مواجهه با این نقدها، رویکرد شباهت خانواگی ارائه گردیده است. با توجه به وجود این دو رویکرد، سوال این است که رویکرد مناسب آموزش ماهیت علم در رشته فیزیک چگونه است؟ مقاله در مورد ایرادات و مزایای این دو رویکرد بحث خواهد داشت. با توجه به بحثهایی که طرح میکنیم، نتیجه میگیریم که رویکرد شباهت خانوادگی علیرغم جامعیتی که از لحاظ نظری دارد، پیچیدگیهای فراوانی به همراه دارد که اجرایی کردن آن در آموزش مقطع دبیرستان را با مشکل روبهرو میسازد. ازینرو بهنظر میرسد که به منظور آموزش بهتر و منسجمتر ماهیت علم در رشته فیزیک، لازم است از همان رویکرد توافقی استفاده شود. بااین توضیح که متناسب با کاستیهای رویکرد توافقی و همچنین بصیرتهای رویکرد شباهت خانوادگی، مولفههای مناسب دیگری به مولفههای ماهیت علم فیزیک اضافه گردد. همچنین، به منظور تزریق بهتر این مولفهها در محتوای آموزشی، پیشنهادی تحت عنوان «هر فصل، چند مولفه» طرح میشود.