میثم غلام پور؛ محمد محمودی بورنگ
چکیده
هدف پژوهش حاضر، تبیین ادراک استادان دانشگاه از ماهیت و کاربست شبکههای اجتماعی در فرآیندهای آموزشی است. این مطالعه با رویکرد کیفی و به روش پدیدارشناسی انجام شد. جامعۀ آماری، شامل اعضای هیئتعلمی دانشگاه بیرجند بود و نمونۀ مدنظر با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند و بر مبنای ملاکهای ازپیشتعیینشده انتخاب شد. فرایند گردآوری ...
بیشتر
هدف پژوهش حاضر، تبیین ادراک استادان دانشگاه از ماهیت و کاربست شبکههای اجتماعی در فرآیندهای آموزشی است. این مطالعه با رویکرد کیفی و به روش پدیدارشناسی انجام شد. جامعۀ آماری، شامل اعضای هیئتعلمی دانشگاه بیرجند بود و نمونۀ مدنظر با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند و بر مبنای ملاکهای ازپیشتعیینشده انتخاب شد. فرایند گردآوری دادهها با بهرهگیری از مصاحبههای نیمهساختاریافته تا دستیابی به اشباع نظری ادامه یافت. دادههای حاصل با استفاده از کدگذاری تحلیل گردید. یافتهها در قالب شش کد منتخب، 17 کدمحوری و 70 کد باز دستهبندی شد. ابعادی همچون، ادراک استادان از ماهیت شبکههای اجتماعی، ویژگیهای شبکههای اجتماعی در ایران، کاربردهای آموزشی، پیامدها، چالشها و راهکارهای پیشنهادی برای بهرهگیری آموزشی از این بستر بهعنوان کدهای منتخب احصا گردید. همچنین بر اساس ادراک مشارکتکنندگان، شبکههای اجتماعی ماهیتی پویا و در حال تکوین دارند، طبق دیدگاه استادان شبکههای اجتماعی در ایران دارای ویژگی چون عدم تعادل در استفاده، نبود زیرساخت مناسب و دخالتهای سیاسی است؛ همچنین طبق دیدگاه استادان این شبکهها دارای کارکردهای تفریحی، اقتصادی، تغییر جو محیط و آموزشی است. چالشهایی همچون نگرش منفی برخی استادان و استفاده نامتوازن دانشجویان نیز از دیگر مضامین استخراجشده بود. بر مبنای یافتههای این پژوهش، توجه به راهکارهایی همچون بازنگری در سیاستگذاریها، فرایند مدیریت دانش، فرهنگسازی آموزشی، توسعه زیرساختها و تدوین رویههای روشن برای بهرهگیری هدفمند از شبکههای اجتماعی در نظام آموزش عالی ضروری به نظر میرسد. ازجمله پیامدهای آموزشی شبکههای اجتماعی میتوان به تقویت روابط صمیمانه، تسهیل یادگیری مادامالعمر و نیز دشواری در مدیریت دانش اشاره کرد.