میلاد الفت
چکیده
زمینه و هدف: آموزش هنر دیجیتال طی دو دهه اخیر به حوزهای پویا و بینرشتهای تبدیل شده است که با ظهور فناوریهای نوین مانند هوش مصنوعی مولد و واقعیت مجازی، تحولات گستردهای را تجربه کرده است. با این حال، تحلیل نظاممند روندهای تکاملی، شناسایی خوشههای موضوعی و بررسی شکافهای پژوهشی از سال ۱۹۹۹ تاکنون کمتر انجام شده است. این مطالعه ...
بیشتر
زمینه و هدف: آموزش هنر دیجیتال طی دو دهه اخیر به حوزهای پویا و بینرشتهای تبدیل شده است که با ظهور فناوریهای نوین مانند هوش مصنوعی مولد و واقعیت مجازی، تحولات گستردهای را تجربه کرده است. با این حال، تحلیل نظاممند روندهای تکاملی، شناسایی خوشههای موضوعی و بررسی شکافهای پژوهشی از سال ۱۹۹۹ تاکنون کمتر انجام شده است. این مطالعه با هدف ارائه نقشه علمی جامع و چارچوب راهبردی برای پژوهشگران و سیاستگذاران طراحی شده است.روش: پژوهش از مرور نظام مند علمسنجی استفاده کرده و دادهها از Web of Science استخراج شدند. تحلیلها با نرمافزارهای Bibliometrix، VOSviewer و SciMAT شامل تحلیل عملکردی، همرخدادی واژگان، هماستنادی منابع و تحلیل تکاملی موضوعی انجام شد.یافتهها: تحلیلها دو موج اصلی را مشخص کردند: (۱) فناوری و پداگوژی در محیطهای دیجیتال (۱۹۹۹–۲۰۱۸) که بر امکانسنجی ابزارهایی مانند Second Life و وب و بازتعریف نقش هنر در فضاهای مجازی تمرکز داشت؛ و (۲) هوش مصنوعی، بازیسازی و پداگوژی نوین در هنر بصری دیجیتال (۲۰۱۹–۲۰۲۵) که محوریت آن بر تجربه انسانی، ارزیابی، اخلاق، رفاه روانی-اجتماعی و عدالت آموزشی است. خوشههای اصلی شامل "آموزش هنر دیجیتال و مجازی"، "هنر پسا-انسانی"، "آموزش هنر بازیمحور" و "موضوعات حاشیهای و انتقادی" بودند. آمریکا و بریتانیا از نظر استنادات پیشرو بودند، در حالی که چین بیشترین حجم انتشارات را داشت.نتیجهگیری: آموزش هنر دیجیتال از رویکردی ابزارمحور به حوزهای انسانمحور و اخلاقی تحول یافته است. شکافها شامل نبود مطالعات طولی، سنجههای استاندارد و کمتوجهی به عدالت آموزشی و سوگیری الگوریتمی است.