محسن نوبخت؛ امیررضا علی محمدی
چکیده
پیشینه و اهداف: هدف پژوهش حاضر، تحلیل استعارههای ذهنی دانشجومعلمان نسبت به حرفه معلمی و ارائه استعارههای بدیل است.روشها: این پژوهش با رویکرد کیفی و با تکیه بر چارچوب نظری استعارة مفهومی لیکاف و جانسون (1980)، به تحلیل استعارههای ذهنی دانشجومعلمان نسبت به شغل معلمی پرداخته است. مشارکتکنندگان پژوهش به روش نمونهگیری هدفمند ...
بیشتر
پیشینه و اهداف: هدف پژوهش حاضر، تحلیل استعارههای ذهنی دانشجومعلمان نسبت به حرفه معلمی و ارائه استعارههای بدیل است.روشها: این پژوهش با رویکرد کیفی و با تکیه بر چارچوب نظری استعارة مفهومی لیکاف و جانسون (1980)، به تحلیل استعارههای ذهنی دانشجومعلمان نسبت به شغل معلمی پرداخته است. مشارکتکنندگان پژوهش به روش نمونهگیری هدفمند و تا رسیدن به اشباع نظری انتخاب شدند. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته و بدون ساختار گردآوری شد. در مجموع، ۱۴ نفر از دانشجومعلمان و ۵ نفر از اعضای هیأت علمی دانشگاه فرهنگیان بهمنظور افزایش اعتبار پژوهش مورد مصاحبه قرار گرفتند. مدت مصاحبه با دانشجومعلمان بهطور میانگین ۴۰ دقیقه و با اعضای هیأت علمی حدود ۳۰ دقیقه بود. دادهها طی سه مرحلة تشخیص، تفسیر و تبیین استعارهها مورد تحلیل قرار گرفت.یافتهها: یافتهها نشان میدهد که برخی از استعارهها، همچون «معلم، هنرمند است» و «معلم، باغبان است»، بهطور مثبت و مؤثر به تصویرگری شغل معلمی پرداخته و زیباییهای این حرفه را به وضوح نمایان میسازند. در مقابل، استعارههای متقابلی مانند «معلمی، گنج پنهان و کشف نشده است» و «معلم، آبی در زمین خشک است» نیز وجود دارند که محدودیتها و چالشهای موجود در این حرفه را به تصویر میکشند.نتیجهگیری: نتایج این تحلیل نشان میدهد که توجه به استعارههای شناختی دانشجومعلمان بسیار مهم است و بهرهگیری از استعارههای بدیل، به عنوان ابزارهای قدرتمند در فرآیند شکلگیری نگرش و دیدگاههای افراد نسبت به شغل معلمی، میتواند نقش مهم و مؤثری ایفا کند.