وحید پوراصفهانی؛ مرضیه دهقانی؛ محمد جوادی پور
چکیده
پیشینه و اهداف: چندفرهنگی در کلاسهای درس دوره ابتدایی، فرصتی برای یادگیری متقابل و در عین حال زمینه ساز چالشهای آموزشی و تربیتی است که نیازمند مشارکت فعال و مؤثر معلمان است. هدف این پژوهش، تجارب زیسته معلمان از چالشهای موجود در کلاسهای چندفرهنگی دوره ابتدایی و ارائه راهکارهایی برای مقابله با آنها بود.روشها: این پژوهش ...
بیشتر
پیشینه و اهداف: چندفرهنگی در کلاسهای درس دوره ابتدایی، فرصتی برای یادگیری متقابل و در عین حال زمینه ساز چالشهای آموزشی و تربیتی است که نیازمند مشارکت فعال و مؤثر معلمان است. هدف این پژوهش، تجارب زیسته معلمان از چالشهای موجود در کلاسهای چندفرهنگی دوره ابتدایی و ارائه راهکارهایی برای مقابله با آنها بود.روشها: این پژوهش با رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی توصیفی انجام شد. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته با معلمان جمعآوری شد. مشارکتکنندگان این پژوهش شامل معلمان شاغل در کلاسهای چندفرهنگی ناحیه یک استان قم در سال تحصیلی 1402-1403 بودند. معیار ورود مشارکتکنندگان، تجربهی مستقیم تدریس در کلاسهای چندفرهنگی بود، و با تعداد ۳۵ نفر از شرکتکنندگان تا زمان اشباع نظری دادهها ادامه یافت. دادههای مصاحبه با استفاده از روش تحلیل محتوای توصیفی کلایزی (۱۹۷۸) تحلیل شد و اعتمادپذیری یافتهها بر اساس معیارهای گوبا و لینکلن (۱۹۸۵) بررسی شد.یافتهها: سؤال اول پژوهش که به چالشهای آموزشی و تربیتی کلاسهای چندفرهنگی اختصاص داشت، چهار مضمون اصلی و چهارده زیرمضمون را نشان داد: تنشهای فرهنگی پنهان میان دانشآموزان، محدودیتهای حرفهای و سازمانی معلمان، حاشیهنشینی والدین در فرایند تربیت چندفرهنگی و خلأهای راهبردی در سیاستهای آموزشی کلان. سؤال دوم پژوهش که به بررسی راهکارهای آموزشی و تربیتی اختصاص داشت، پنج مضمون اصلی و ده زیرمضمون را شناسایی کرد که شامل؛ راهکارهای فرهنگی، اجتماعی، تربیتی، حرفهای و روانشناختی میشود.نتیجهگیری: همپوشانی میان چالشها و راهکارها، ضرورت اتخاذ رویکردی تلفیقی و چندسطحی برای بهبود کیفیت آموزش و یادگیری در کلاسهای چندفرهنگی دوره ابتدایی را برجسته میکند. این رویکرد میتواند هم توانمندی حرفهای معلمان را افزایش دهد و هم محیطهای آموزشی را در زمینههای فرهنگی متنوع، فراگیرتر سازد.
زهرا خدامرادی؛ محمدحسین زارعی
چکیده
زمینه و هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی مدل ساختاری فرایادگیری معلمان بر کیفیت یادگیری دانشآموزان با نقش واسطه ای تفکر خلاق و مهارت مدیریت کلاس معلمان صورت گرفته است.دادهها و روشها: روش پژوهش توصیفی-همبستگی بوده و جامعهی پژوهش را معلمان مقطع متوسطه ناحیه 3 شهر شیراز تشکیل می دهند، که طبق جدول مورگان تعداد202 نفر به صورت نمونهگیری ...
بیشتر
زمینه و هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی مدل ساختاری فرایادگیری معلمان بر کیفیت یادگیری دانشآموزان با نقش واسطه ای تفکر خلاق و مهارت مدیریت کلاس معلمان صورت گرفته است.دادهها و روشها: روش پژوهش توصیفی-همبستگی بوده و جامعهی پژوهش را معلمان مقطع متوسطه ناحیه 3 شهر شیراز تشکیل می دهند، که طبق جدول مورگان تعداد202 نفر به صورت نمونهگیری تصادفی ساده انتخاب شدند. به منظور جمعآوری دادهها از پرسشنامههای گرایش به یادگیری مادام العمر کوچکی(1391) از سوال 11 تا 18، کیفیت یادگیری نیومن(1990) با 10 سوال، ارزیابی مهارت تفکر خلاق ولچ دی(2002) با 20 سوال و سبک مدیریت کلاس امین یزدی و عالی(1387) با 25 سوال بهره گرفته شد. دادهها با آزمون پیرسون، بوت استراپ و t و معادلات ساختاری در spss22 وLiseral تجزیه و تحلیل شدند.یافتهها: یافتهها نشان داد که فرایادگیری معلمان هم به طورمستقیم و هم به طورغیرمستقیم و با نقش واسطهای تفکر خلاق و مهارت مدیریت کلاس بر کیفیت یادگیری دانشآموزان اثر معناداری دارد. مقادیر برازش مدل و Rmsea= 0/05 مطلوبیت بالای مدل را نشان میدهد. نتیجهگیری: از یافتهها میتوان نتیجه گرفت که فرایادگیری معلمان بر توسعهی کیفیت فرایند آموزشی اثرگذار بوده وسبب افزایش بهبود کیفیت یادگیری دانش آموزان خواهد شد. البته در این میان از نقش مؤلفههای میانجی مانند تفکر خلاق معلمان و مهارت مدیریت کلاس آنها نباید چشم پوشی کرد زیرا اثربخشی فرایادگیری را افزایش بخشیده و مسیر پیشرفت دانش آموزان را هموار خواهد ساخت.
علی روحانی؛ علیرضا زارعی محمودآبادی؛ امین قضایی هفتادر
چکیده
زمینه و هدف: با گسترش آموزش مجازی بهویژه در دوران همهگیری کووید-۱۹، شناسایی چالشهای پیشِروی معلمان برای بهینهسازی این نظام آموزشی ضروری است. این پژوهش با هدف واکاوی موانع آموزش مجازی از دیدگاه معلمان شهر یزد، با تأکید بر ابعاد زیرساختی، مدیریتی، محتوایی و فرهنگی طراحی شد. روش: این پژوهش با رویکرد کیفی و از طریق تحلیل مضمون ...
بیشتر
زمینه و هدف: با گسترش آموزش مجازی بهویژه در دوران همهگیری کووید-۱۹، شناسایی چالشهای پیشِروی معلمان برای بهینهسازی این نظام آموزشی ضروری است. این پژوهش با هدف واکاوی موانع آموزش مجازی از دیدگاه معلمان شهر یزد، با تأکید بر ابعاد زیرساختی، مدیریتی، محتوایی و فرهنگی طراحی شد. روش: این پژوهش با رویکرد کیفی و از طریق تحلیل مضمون انجام شده است. دادهها با استفاده از مصاحبههای نیمهساختاریافته با ۲۰ مشارکتکننده که بهصورت هدفمند و با روش گلولهبرفی انتخاب شدند، گردآوری شد. مصاحبهها تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافته و دادهها با استفاده از رویکرد شش مرحلهای براون و کلارک مورد تحلیل قرار گرفتهاند.یافتهها: تحلیل دادهها به شناسایی نه مضمون اصلی منجر شد: 1. ضعف زیرساخت دیجیتال؛ 2. فقدان برنامهریزی راهبردی تحول دیجیتال؛ 3. عدم تناسب محتوای آموزشی با فضای مجازی؛ 4. تحول در فرهنگ سازمانی؛ 5. دوگانگی ادراک ذینفعان از آموزش مجازی؛ 6. رهبری دیجیتال؛ 7. راهبردهای ارتباطی ـ تعاملی؛ 8. سازگاری و انعطافپذیری؛ 9. پیامدهای فردی و سیستمینتیجهگیری: آموزش مجازی در یزد به دلیل چالشهای درهمتنیده زیرساختی، مدیریتی و فرهنگی، نتوانسته جایگزین مؤثری برای آموزش حضوری باشد. موفقیت این تحول مستلزم بازطراحی محتوا مبتنی بر اصول یادگیری الکترونیکی، تدوین برنامه راهبردی با مشارکت ذینفعان، سرمایهگذاری در زیرساختها و رهبری دیجیتال، توجه به ابعاد عاطفی ـ اجتماعی یادگیری و تحقق عدالت آموزشی در گرو رفع نابرابریهای دسترسی است.
عابدین دارابی؛ عاطفه حسنی
چکیده
این پژوهش بهمنظور بررسی تأثیر سواد برنامهریزی درسی بر تدریس خلاق معلمان با نقش میانجی خودکارآمدی تدریس انجام شده است. روش: روش پژوهش توصیفی – همبستگی از نوع مدلیابی معدلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه معلمان زن دوره ابتدایی و متوسطه اول و دوم ناحیه 2 شهر کرمانشاه به تعداد 550 نفر بود که به روش کوکران و نمونهگیری تصادفی ...
بیشتر
این پژوهش بهمنظور بررسی تأثیر سواد برنامهریزی درسی بر تدریس خلاق معلمان با نقش میانجی خودکارآمدی تدریس انجام شده است. روش: روش پژوهش توصیفی – همبستگی از نوع مدلیابی معدلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه معلمان زن دوره ابتدایی و متوسطه اول و دوم ناحیه 2 شهر کرمانشاه به تعداد 550 نفر بود که به روش کوکران و نمونهگیری تصادفی ساده تعداد 226 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شد اما تعداد 221 نفر با محقق همکاری کردند. برای اندازهگیری دادهها از سه پرسشنامه استفاده شد. الف: پرسشنامه تدریس خلاق (هانگ و همکاران، 2005)، ب: پرسشنامه خودکارآمدی تدریس (اسچانن موران و وولفولک، 2001)، ج: پرسشنامه سواد برنامهریزی درسی (نوربخش، 1391). برای تجزیه و تحلیل دادهها از آزمونهای آمار استنباطی و مدلسازی معادلات ساختاری، حداقل مربعات جزئی با استفاده از نرمافزار Smart PLS استفاده شد. تحلیل دادهها نشان داد سواد برنامهریزی درسی بر تدریس خلاق و خودکارآمدی تدریس تأثیر مثبت و معنادار دارد، خودکارآمدی تدریس علاوه بر اینکه بر تدریس خلاق تأثیر مثبت و معنادار دارد در رابطه بین سواد برنامهریزی درسی و تدریس خلاق، نقش میانجی دارد. همچنین مدل مفهومی با مدل تجربی از برازش مطلوب برخوردار است. بحث و نتیجهگیری: سواد برنامه درسی با ارائه چارچوبی که ادغام خلاقیت را در شیوههای آموزشی تشویق میکند، تأثیر قابل توجهی بر آموزش خلاق دارد. این ادغام برای پرورش محیطی که هم معلمان و هم دانشآموزان بتوانند پتانسیل خلاق خود را کشف و توسعه دهند، بسیار مهم است.
سیدعلیرضا افشانی؛ احمد عباسی دره بیدی؛ زهرا فلک الدین
چکیده
بهکارگیری شیوه های مطلوب آموزش یکی از راههای رسیدن به اهداف آموزشی، موفقیت تحصیلی و فراگیری بهتر دروس است. درس مطالعات اجتماعی بهعنوان یکی از درسهای کاربردی و مهم دوره آموزش عمومی است که آموزش مطلوب آن میتواند اثرات پایداری در رشد افراد جامعه و جامعه پذیری بهتر آنان داشته باشد. به همین دلیل هدف انجام پژوهش حاضر واکاوی ...
بیشتر
بهکارگیری شیوه های مطلوب آموزش یکی از راههای رسیدن به اهداف آموزشی، موفقیت تحصیلی و فراگیری بهتر دروس است. درس مطالعات اجتماعی بهعنوان یکی از درسهای کاربردی و مهم دوره آموزش عمومی است که آموزش مطلوب آن میتواند اثرات پایداری در رشد افراد جامعه و جامعه پذیری بهتر آنان داشته باشد. به همین دلیل هدف انجام پژوهش حاضر واکاوی ویژگیهای آموزش مطلوب درس مطالعات اجتماعی از دیدگاه معلمان این درس و دانشآموزان با رویکرد کیفی و نظریه زمینهای است. اطلاعات موردنیاز با استفاده از مصاحبههای عمیق و نیمه ساختاریافته با گروههای هدف در شهر نجفآباد در سال تحصیلی 1402-1401 گردآوری و طی سه فرآیند کدگذاری باز، محوری و گزینشی، مفهومپردازی و تجزیه تحلیل شد. با توجه به یافتههای پژوهش پنج مقوله اصلی تحت عنوان "کیفیتمندی، بهبودبخشی ساختاری، روزآمدی معلم، تعالی بخشی تدریس و زیست هنجارمند" احصا شد که همه در مقوله هسته "راهبرد چندجانبه نگری تدریس" تجمیع شدند. نتایج نشان داد که الگوی مطلوب تدریس درس مطالعات، الگویی است که به همه جوانب تدریس اعم از فردی، محیطی و آموزشی توجه کند با این رویه یادگیری و بازدهی کلاس نیز افزایش خواهد یافت. درنتیجه لزوم توجه سیاستگذاران حوزه مربوطه به امر تدریس و فراهمسازی بسترهای مربوطه لازم و ضروری به نظر میرسد
امید صفری؛ غلامرضا صفری
چکیده
هدف از این تحقیق تعیین ارتباط بین رشد حرفه ای و اعتبار سازمانی با درگیری شغلی در معلمان مقطع متوسطه اول شهرستان ممسنی بود. این تحقیق کاربردی و از نوع توصیفی و همبستگی بود. جامعه آماری این تحقیق، تمامی مقطع متوسطه اول شهرستان ممسنی به تعداد 301نفر بود، که از این تعداد 170 نفر به عنوان نمونه و به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای با محقق همکاری ...
بیشتر
هدف از این تحقیق تعیین ارتباط بین رشد حرفه ای و اعتبار سازمانی با درگیری شغلی در معلمان مقطع متوسطه اول شهرستان ممسنی بود. این تحقیق کاربردی و از نوع توصیفی و همبستگی بود. جامعه آماری این تحقیق، تمامی مقطع متوسطه اول شهرستان ممسنی به تعداد 301نفر بود، که از این تعداد 170 نفر به عنوان نمونه و به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای با محقق همکاری کردند. ابزار جمع آوری دادهها پرسشنامه های استاندارد اعتبار سازمانی سرمد و همکاران (1390)، رشد حرفه ای آکفیلت و کوت (2005) و درگیری شغلی قنبری و همکاران (1394) بود. برای توصیف دادهها از روش های آمار توصیفی و برای تجزیه استنباطی دادهها از روشهای آماری ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون استفاده شد. نتایج حاصل از تحقیق نشان داد که بین رشد حرفه ای و اعتبار سازمانی با درگیری شغلی رابطه ی مثبت و معناداری وجود داشت و همچنین نتایج حاصل از تحقیق نشان داد که رشد حرفه ای و اعتبار سازمانی قابلیت پیش بین معنادار درگیری شغلی آزمودنی ها را دارد(01/0P ≤).
غلامرضا صفری؛ امید صفری
چکیده
هدف از این تحقیق بررسی ارتباط بین مدیریت استعداد با عملکرد شغلی از طریق توانمندسازی روانشناختی در معلمان مقطع متوسطع اول شهرستان ممسنی می باشد. این تحقیق کاربردی و از نوع توصیفی و همبستگی است. جامعه آماری این تحقیق، تمامی معلمان مقطع متوسطه اول شهرستان ممسنی به تعداد 301نفر بود، که از این تعداد 170 نفر به عنوان نمونه و به روش نمونه گیری ...
بیشتر
هدف از این تحقیق بررسی ارتباط بین مدیریت استعداد با عملکرد شغلی از طریق توانمندسازی روانشناختی در معلمان مقطع متوسطع اول شهرستان ممسنی می باشد. این تحقیق کاربردی و از نوع توصیفی و همبستگی است. جامعه آماری این تحقیق، تمامی معلمان مقطع متوسطه اول شهرستان ممسنی به تعداد 301نفر بود، که از این تعداد 170 نفر به عنوان نمونه و به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای با محقق همکاری کردند.ابزار جمع آوری دادهها پرسشنامه های استاندارد عملکرد شغلی پترسن و همکاران(2004)، مدیریت استعداد احمدی و همکاران(1391) و توانمندسازی روانشناختی(اسپریتزر ،1995) بود. برای توصیف دادهها از روش های آمار توصیفی و برای تجزیه و تحلیل دادهها از روشهای آماری ضریب همبستگی پیرسون، رگرسیون و معادلات ساختاری استفاده شد. نتایج حاصل از تحقیق نشان داد که بین مدیریت استعداد و توانمندسازی روانشناختی با عملکرد شغلی رابطه ی مثبت و معناداری وجود داشت و همچنین بین مدیریت استعداد و توانمندسازی روانشناختی رابطه ی مثبت و معناداری وجود داشت. در نهایت، نتایج نشان داد که ارتباط بین مدیریت استعداد با عملکرد شغلی از طریق توانمندسازی روانشناختی مثبت و معنادار بود(01/0P ≤).
امید صفری
چکیده
هدف از این تحقیق تعیین ارتباط بین تفکر استراتژیک با بهره وری آموزشی از طریق اخلاق کار اسلامی در معلمان مقطع متوسطه اول شهرستان گچساران بود. این تحقیق کاربردی و از نوع توصیفی و همبستگی بود. جامعه آماری این تحقیق، تمامی معلمان مقطع متوسطه اول شهرستان گچساران به تعداد 340نفر بود، که از این تعداد 181 نفر به عنوان نمونه و به روش نمونه گیری ...
بیشتر
هدف از این تحقیق تعیین ارتباط بین تفکر استراتژیک با بهره وری آموزشی از طریق اخلاق کار اسلامی در معلمان مقطع متوسطه اول شهرستان گچساران بود. این تحقیق کاربردی و از نوع توصیفی و همبستگی بود. جامعه آماری این تحقیق، تمامی معلمان مقطع متوسطه اول شهرستان گچساران به تعداد 340نفر بود، که از این تعداد 181 نفر به عنوان نمونه و به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای با محقق همکاری کردند.ابزار جمع آوری دادهها پرسشنامه های استاندارد بهره وری هرسی و گلداسمیت (1980)، تفکر استراتژیک گلدمن (2005) و اخلاق کاری اسلامی علی و الکاظمی (2007) بود. برای توصیف دادهها از روش های آمار توصیفی و برای تجزیه استنباطی دادهها از روشهای آماری ضریب همبستگی پیرسون،رگرسیون و معادلات ساختاری استفاده شد. نتایج حاصل از تحقیق نشان داد که بین تفکر استراتژیک با بهره وری آموزشی و اخلاق کار اسلامی رابطه ی مثبت و معناداری وجود داشت و همچنین نتایج حاصل از تحقیق نشان داد که ارتباط بین تفکر استراتژیک با بهره وری آموزشی از طریق اخلاق کار اسلامی آزمودنی ها معنادار بود(01/0P ≤).
منصور دهقان منشادی؛ زهرا سعادتی؛ حمیده همتی
چکیده
فرسودگی شغلی یک نشانگان روانشناختی است و بیشتر با شغل هایی که ساعت زیادی با انسان ها در ارتباط اند دیده می شود. هدف این پژوهش، بررسی رابطه فرسودگی شغلی معلمان ابتدایی بر پایه ی اعتقادات مذهبی و ذهن آگاهی با توجه به نقش میانجی تاب آوری بود. این پژوهش از نظر نوع هدف کاربردی و از لحاظ نحوه گردآوری اطلاعات و ارتباط بین متغیرها جزء پژوهش ...
بیشتر
فرسودگی شغلی یک نشانگان روانشناختی است و بیشتر با شغل هایی که ساعت زیادی با انسان ها در ارتباط اند دیده می شود. هدف این پژوهش، بررسی رابطه فرسودگی شغلی معلمان ابتدایی بر پایه ی اعتقادات مذهبی و ذهن آگاهی با توجه به نقش میانجی تاب آوری بود. این پژوهش از نظر نوع هدف کاربردی و از لحاظ نحوه گردآوری اطلاعات و ارتباط بین متغیرها جزء پژوهش های توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری شامل معلمان دوره ابتدایی شهر یزد در سال تحصیلی 1401-1400 بودند که با روش نمونه گیری تصادفی ساده و بر اساس فرمول کوکران 299 نفر انتخاب شدند. چهار پرسشنامه فرسودگی شغلی مسلش(1993)، تاب آوری کونور – دیویدسون (۲۰۰۳)، ذهن آگاهی فرایبورگ (2006) و اعتقادات مذهبی گنجویی و نایب زاده (1393) تکمیل شد. همچنین داده ها به کمک روش تحلیل مسیر و آزمون سوبل تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داده است که بین متغیرهای اعتقادات مذهبی، ذهن آگاهی با فرسودگی شغلی رابطه ای خطی و معکوس وجود دارد و هر چه معیار تاب آوری در معلمان بیشتر باشد، فرسودگی شغلی معلمان کمتر خواهد بود. بنابراین می توان نتیجه گیری کرد که متغیرهای اعتقادات مذهبی، ذهن آگاهی و تاب آوری، فرسودگی شغلی معلمان دوره ابتدایی شهر یزد را پیش بینی می کند. علاوه بر این یافته ها نشان داد که تاب آوری میانجی گر رابطه اعتقادات مذهبی و فرسودگی شغلی است و ذهن آگاهی به صورت مستقیم و غیرمستقیم، فرسودگی شغلی را پیش بینی میکند.