حمیدرضا اطهری نیا؛ محمدعلی رستمی نژاد؛ خیرالنساء رمضان زاده؛ حسین اسکندری
چکیده
پیشینه و هدف: با گسترش روزافزون فناوریهای دیجیتال، بازاندیشی در مأموریتهای نظام تربیت معلم برای پرورش معلمان به عنوان شهروندانی آگاه، مسئول و مشارکتجو ضرورتی انکارناپذیر است. هدف از پژوهش حاضر، شناسایی ادراک صاحبنظران از ابعاد گوناگون برنامهدرسی تربیت شهروندی دیجیتال دانشجومعلمان دانشگاه فرهنگیان بود.روش: این پژوهش ...
بیشتر
پیشینه و هدف: با گسترش روزافزون فناوریهای دیجیتال، بازاندیشی در مأموریتهای نظام تربیت معلم برای پرورش معلمان به عنوان شهروندانی آگاه، مسئول و مشارکتجو ضرورتی انکارناپذیر است. هدف از پژوهش حاضر، شناسایی ادراک صاحبنظران از ابعاد گوناگون برنامهدرسی تربیت شهروندی دیجیتال دانشجومعلمان دانشگاه فرهنگیان بود.روش: این پژوهش با رویکرد کیفی و با بهرهگیری از روش تحلیل مضمون انجام شد. مشارکتکنندگان شامل چهارده نفر از متخصصان حوزههای برنامهریزی درسی، تکنولوژی آموزشی و فلسفه تعلیم و تربیت بودند که با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند از نوع نظری انتخاب شدند. دادهها از طریق مصاحبه نیمهساختیافته گردآوری و سپس تحلیل شدند.یافتهها: تحلیل دادهها به استخراج چهار مضمون اصلی و بیستویک مضمون فرعی انجامید. مضامین اصلی شامل مفهوم شهروندی دیجیتال، ضرورت تربیت شهروندی دیجیتال، پیشنیازهای تحقق برنامهدرسی و عناصر برنامهدرسی تربیت شهروندی دیجیتال بودند.نتیجهگیری: نتایج پژوهش بیانگر آن است که برنامهدرسی اثربخش در این حوزه مستلزم توجه به مؤلفههایی نظیرتوانمندسازی اساتید، پرورش بینش انتقادی و مسئولیتپذیری اخلاقی در دانشجومعلمان، بومیسازی محتوا، بهرهگیری از روشهای فعال، تعاملی و فناورانه یاددهی-یادگیری و استفاده از ارزشیابیهای عملکردی، فرایندی و موقعیتمحور است. این یافتهها میتواند به سیاستگذاران، برنامهریزان درسی و اساتید دانشگاه فرهنگیان در طراحی یک برنامهدرسی جامع، آیندهنگر، تحولمحور و متناسب با اقتضائات پیچیده زیست جهان دیجیتال برای تربیت شهروندانی آگاه، مسئول، منتقد و مشارکتجو کمک نماید.
محسن نوبخت؛ امیررضا علی محمدی
چکیده
پیشینه و اهداف: هدف پژوهش حاضر، تحلیل استعارههای ذهنی دانشجومعلمان نسبت به حرفه معلمی و ارائه استعارههای بدیل است.روشها: این پژوهش با رویکرد کیفی و با تکیه بر چارچوب نظری استعارة مفهومی لیکاف و جانسون (1980)، به تحلیل استعارههای ذهنی دانشجومعلمان نسبت به شغل معلمی پرداخته است. مشارکتکنندگان پژوهش به روش نمونهگیری هدفمند ...
بیشتر
پیشینه و اهداف: هدف پژوهش حاضر، تحلیل استعارههای ذهنی دانشجومعلمان نسبت به حرفه معلمی و ارائه استعارههای بدیل است.روشها: این پژوهش با رویکرد کیفی و با تکیه بر چارچوب نظری استعارة مفهومی لیکاف و جانسون (1980)، به تحلیل استعارههای ذهنی دانشجومعلمان نسبت به شغل معلمی پرداخته است. مشارکتکنندگان پژوهش به روش نمونهگیری هدفمند و تا رسیدن به اشباع نظری انتخاب شدند. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته و بدون ساختار گردآوری شد. در مجموع، ۱۴ نفر از دانشجومعلمان و ۵ نفر از اعضای هیأت علمی دانشگاه فرهنگیان بهمنظور افزایش اعتبار پژوهش مورد مصاحبه قرار گرفتند. مدت مصاحبه با دانشجومعلمان بهطور میانگین ۴۰ دقیقه و با اعضای هیأت علمی حدود ۳۰ دقیقه بود. دادهها طی سه مرحلة تشخیص، تفسیر و تبیین استعارهها مورد تحلیل قرار گرفت.یافتهها: یافتهها نشان میدهد که برخی از استعارهها، همچون «معلم، هنرمند است» و «معلم، باغبان است»، بهطور مثبت و مؤثر به تصویرگری شغل معلمی پرداخته و زیباییهای این حرفه را به وضوح نمایان میسازند. در مقابل، استعارههای متقابلی مانند «معلمی، گنج پنهان و کشف نشده است» و «معلم، آبی در زمین خشک است» نیز وجود دارند که محدودیتها و چالشهای موجود در این حرفه را به تصویر میکشند.نتیجهگیری: نتایج این تحلیل نشان میدهد که توجه به استعارههای شناختی دانشجومعلمان بسیار مهم است و بهرهگیری از استعارههای بدیل، به عنوان ابزارهای قدرتمند در فرآیند شکلگیری نگرش و دیدگاههای افراد نسبت به شغل معلمی، میتواند نقش مهم و مؤثری ایفا کند.
موسی عبادی؛ زهره کرمی
چکیده
هدف از این پژوهش، بررسی تأثیر آموزش ریاضی مبتنی بر فناوری بر توسعه دانش محتوایی تربیتی (PCK) دانشجومعلمان رشته آموزش ابتدایی است. این پژوهش از لحاظ هدف از نوع پژوهش های کاربردی است که با استفاده از روش پژوهش شبه تجربی با پیش آزمون و پس آزمون اجرا شده است. جامعه پژوهش شامل 320 نفر از دانشجومعلمان دختر رشته آموزش ابتدایی دانشگاه ...
بیشتر
هدف از این پژوهش، بررسی تأثیر آموزش ریاضی مبتنی بر فناوری بر توسعه دانش محتوایی تربیتی (PCK) دانشجومعلمان رشته آموزش ابتدایی است. این پژوهش از لحاظ هدف از نوع پژوهش های کاربردی است که با استفاده از روش پژوهش شبه تجربی با پیش آزمون و پس آزمون اجرا شده است. جامعه پژوهش شامل 320 نفر از دانشجومعلمان دختر رشته آموزش ابتدایی دانشگاه فرهنگیان همدان بود که از بین آنها یک گروه به تعداد 23 دانشجومعلم با دیپلم علوم انسانی و یک گروه به تعداد 23 دانشجومعلم با دیپلم تجربی و ریاضی از طریق نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها، آزمون محقق ساخته دانش محتوایی تربیتی ریاضی بود که دانش محتوایی تربیتی مربوط به مفاهیم ریاضی را در دو بخش پیش آزمون و پس آزمون، مورد ارزیابی قرار داد. در کلاس های هر دو گروه، آموزش ریاضی مبتنی بر فناوری بر اساس MATLAB GUI و از طریق برنامه (MathsApp) در 10 جلسه دو ساعته انجام گرفت. در این پژوهش به منظور تحلیل داده ها از آزمون های آماری t همبسته با طرح اندازه گیری مکرر و آزمون تحلیل کوواریانس استفاده شده است. نتایج یافته ها نشان داد آموزش ریاضی مبتنی بر فناوری در توسعه دانش محتوایی تربیتی دانشجومعلمان رشته آموزش ابتدایی با دیپلم انسانی؛ و دانشجومعلمان رشته آموزش ابتدایی با دیپلم ریاضی و تجربی، تأثیر معنی داری دارد. همچنین نتایج نشان داد در زمینه تأثیر آموزش ریاضی مبتنی بر فناوری در توسعه دانش محتوایی تربیتی دانشجومعلمان، تفاوت معنی داری بین دو گروه وجود ندارد.
افضل اکبری بلوطبنگان
چکیده
هدف پژوهش حاضر اثربخشی آموزشی صلح بر خودکنترلی و مهارتهای ارتباطی دانشجو معلمان دختر بود. پژوهش حاضر به روش نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون- پسآزمون و پیگیری یکماهه با گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه دانشجو معلمان دختر دانشگاه فرهنگیان استان کهگیلویه و بویراحمد در سال تحصیلی 1403- 1404 بود. بدین منظور 30 نفر به صورت داوطلبانه ...
بیشتر
هدف پژوهش حاضر اثربخشی آموزشی صلح بر خودکنترلی و مهارتهای ارتباطی دانشجو معلمان دختر بود. پژوهش حاضر به روش نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون- پسآزمون و پیگیری یکماهه با گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه دانشجو معلمان دختر دانشگاه فرهنگیان استان کهگیلویه و بویراحمد در سال تحصیلی 1403- 1404 بود. بدین منظور 30 نفر به صورت داوطلبانه انتخاب و در دو گروه آزمایش و کنترل به صورت تصادفی گمارده شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه مهارتهای ارتباطی جرابک (2004) و خودکنترلی کندال- ویلکاکسون (1979) بود که در سه مرحله پیشآزمون، پسآزمون و پیگیری توسط هر دو گروه تکمیل شد. برنامه آموزش صلح طی 10 جلسه 60 دقیقهای و در مدت 5 هفته متوالی به دانشجومعلمان گروه آزمایش ارائه شد. دادهها با استفاده از تحلیل واریانس اندازهگیری مکرر به کمک نرمافزار SPSS نسخه 22 تحلیل شد. نتایج نشان داد آموزش صلح در دانشجومعلمان دختر بر خودکنترلی (327/4=F و 044/0=P) و مهارتهای ارتباطی (947/8=F و 005/0=P) در مراحل پسآزمون و پیگیری اثربخش بود. در نهایت بر اساس نتایج این پژوهش میتوان گفت آموزش صلح در مهارتهای ارتباطی و خودکنترلی اثربخش بوده و لذا آگاهی دانشجومعلمان، اساتید و سایر متخصصان از این متغیرها ضروری است. و از این رو استفاده از این مداخله آموزشی میتواند در ارتقای خودکنترلی و مهارتهای ارتباطی دانشجومعلمان مؤثر واقع شود.
محمدحسن لاله زاری؛ غلامرضا کاکامنشادی
چکیده
دسترسی آسان به اطلاعات، تحول در روشهای ارتباطی و توانایی استفاده از ابزارهای آموزشی نوین، باعث شده است که فناوری به عنوان یک ابزار قدرتمند در فرایند آموزش و یادگیری بکار برده شده و در ارتقای تعاملات و ارتباطات افراد موثر واقع شود. این تعاملات و ارتباطات، ابعاد برنامه درسی را تحت تاثیر قرار داده و باعث ایجاد برنامه درسی پنهان فناوری ...
بیشتر
دسترسی آسان به اطلاعات، تحول در روشهای ارتباطی و توانایی استفاده از ابزارهای آموزشی نوین، باعث شده است که فناوری به عنوان یک ابزار قدرتمند در فرایند آموزش و یادگیری بکار برده شده و در ارتقای تعاملات و ارتباطات افراد موثر واقع شود. این تعاملات و ارتباطات، ابعاد برنامه درسی را تحت تاثیر قرار داده و باعث ایجاد برنامه درسی پنهان فناوری اطلاعات و ارتباطات می شوند. با توجه به اهمیت این برنامه درسی و نقش کلیدی آن در آموزش و یادگیری، هدف این پژوهش، بررسی رابطه بین این برنامه درسی و هوش اجتماعی دانشجومعلمان میباشد. جامعه آماری این تحقیق، دانشجومعلمان پسر پردیس شهیدان پاک نژاد دانشگاه فرهنگیان یزد است. بر اساس جدول مورگان، تعداد 248 نفر با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای نسبی، متناسب با حجم جامعه انتخاب شدند. روش پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر گردآوری داده ها، توصیفی از نوع همبستگی است. ابزار این پژوهش شامل پرسشنامه هوش اجتماعی ترومسو و پرسشنامه محقق ساخته برنامه درسی پنهان فناوری اطلاعات و ارتباطات می باشد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آمار استنباطی همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون به منظور بررسی معناداری اختلاف بین دو همبستگی استفاده شد. نتایج پژوهش حاضر نشان داد بین متغیر پیش بین برنامه درسی پنهان فناوری اطلاعات و ارتباطات با متغیر ملاک هوش اجتماعی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. همچنین نتایج تحلیل آماری نشان داد که از بین سه مؤلفه هوش اجتماعی، فقط مولفه پردازش اطلاعات اجتماعی رابطه معنادار با این برنامه درسی دارد.