علی آجورلو؛ مجید حق وردی؛ ابوالفضل تهرانیان
چکیده
پیشینه و اهداف: با توجه به اهمیت تدریس ریاضی به ویژه مفاهیم جبری و میزان استفاده از آن مفاهیم در دروس دیگر و از آنجا که مفاهیم جبری در غالب دروس ریاضی دوره متوسطه مورد استفاده قرار میگیرد، دبیران ریاضی باید از دانش محتوایی و دانش تربیتی مناسب برخـــوردار باشند تا ایدهها و قابلیتهای بهروز و کارآمد را در تدریس لحاظ کنند. دو ...
بیشتر
پیشینه و اهداف: با توجه به اهمیت تدریس ریاضی به ویژه مفاهیم جبری و میزان استفاده از آن مفاهیم در دروس دیگر و از آنجا که مفاهیم جبری در غالب دروس ریاضی دوره متوسطه مورد استفاده قرار میگیرد، دبیران ریاضی باید از دانش محتوایی و دانش تربیتی مناسب برخـــوردار باشند تا ایدهها و قابلیتهای بهروز و کارآمد را در تدریس لحاظ کنند. دو مورد ارائه مثال و استعاره از نظر پژوهشگر با توجه به تجربیات آموزشی و مطالعة پیشینهها، قابل توجه است که میتواند در تدریس و برنامه درسی ریاضی نقش مؤثری داشته باشد و به نظر میرسد که برخی از دبیران ریاضی در این دو مورد چالشهای متعددی دارند. بدین منظور هدف اصلی این پژوهش، طراحی و اعتباریابی پرسشنامه کیفیت دانش محتوایی- تربیتی، دانش ارائه مثال و استعاره معلمان در آموزش مفاهیم جبر در دوره اول متوسطه است.روشها: روش پژوهش توصیفی- پیمایشی است. جامعه آماری، دبیران ریاضی زن و مرد در دوره اول متوسطه در شهر تهران است و با روش نمونه گیری گلولهبرفی، 225 دبیر ریاضی به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه ای است که بر اساس پژوهشهای پیشین، طراحی گردید.یافتهها: برای بررسی روایی از شاخص لاووشه استفاده شد. پس از تغییر جملات هر گویه، پرسشنامة مورد نظر در مرحله نهایی پس از رسیدن به حداقلهای شاخص با مقدار 75 درصد، به تثبیت رسید. در نهایت، بر اساس تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی در روش معادلات ساختاری با نرم افزار Smartpls، عاملها مشخص شدند.نتیجهگیری: هشت عامل مؤثر برای ارزیابی کیفیت سه زمینه دانشی معلمان مشخص شد: دانش تربیتی (با بار عاملی 78/0)؛ دانش محتوایی (با بار عاملی 78/0)؛ دانش ارائه مثال در مرحلة اول (با بار عاملی 71/0)، مرحله دوم (با بار عاملی 76/0) و مرحله سوم (با بار عاملی 88/0)؛ دانش استعاره پایهگذار (با بار عاملی 80/0)؛ دانش استعاره رابط (با بار عاملی 78/0)؛ دانش استعاره بیربط (با بار عاملی 82/0). لذا با این عوامل میتوانیم کیفیت سه زمینه دانشی معلمان در تدریس مفاهیم آموزش ریاضی - جبر در دوره متوسطه را مورد ارزیابی قرار دهیم تا در صورت چالشهای پیش رو، دورههای آموزشی برای کیفیتبخشی سطح دانشی معلمان در حیطة آموزش ریاضی اجرایی شود.
مهدیه السادات میررحیمی؛ فاطمه پهلوان باقری
چکیده
هدف: پژوهش حاضر با هدف تحلیل راهکارهای ارتقای یادگیری گروهی در دوره ابتدایی از دیدگاه اساتید دانشگاه فرهنگیان شهر یزد انجام شد. این مطالعه با رویکرد کیفی و به روش تحلیل محتوا صورت گرفت. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته با 17 نفر از متخصصان، به شیوه نمونهگیری هدفمند گردآوری و بررسی شدند. برای اطمینان از صحت یافتهها، ...
بیشتر
هدف: پژوهش حاضر با هدف تحلیل راهکارهای ارتقای یادگیری گروهی در دوره ابتدایی از دیدگاه اساتید دانشگاه فرهنگیان شهر یزد انجام شد. این مطالعه با رویکرد کیفی و به روش تحلیل محتوا صورت گرفت. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته با 17 نفر از متخصصان، به شیوه نمونهگیری هدفمند گردآوری و بررسی شدند. برای اطمینان از صحت یافتهها، از سه روش ممیزی بیرونی، بازبینی نتایج توسط مشارکتکنندگان، و کنترل مداوم استفاده شد. یافتهها: نتایج پژوهش منجر به شناسایی و دستهبندی سه مؤلفه انتخابی، شش مؤلفه محوری، و 34 زیرمؤلفه بهعنوان راهکارهای ارتقای یادگیری گروهی شد. یافتهها بر اهمیت عواملی چون ایجاد محیطهای یادگیری غنی و باکیفیت، آموزش هدفمند شهروندی اجتماعی، و تقویت الگوهای نظاممند در مدارس تأکید داشت. همچنین، آموزش جامعهپذیری در مدارس بهعنوان ضرورتی اساسی برای تربیت افرادی آگاه، مسئولیتپذیر، و توانمند در مواجهه با چالشهای اجتماعی شناسایی شد. نتیجهگیری: تأکید بر نقش معلمان بهعنوان عوامل کلیدی در شکلدهی به کنشهای اجتماعی مطلوب در میان دانشآموزان برجسته شد. روش تدریس معلمان باید به گونهای باشد که دانشآموزان را به مشارکت فعال، همکاری گروهی، و تبادل سازنده افکار ترغیب کند. همچنین، فرهنگسازی در زمینه کار گروهی میان تمامی عوامل مدرسه بهعنوان پیششرطی حیاتی برای ایجاد محیطهای یادگیری گروهی مؤثر مطرح شد. در نهایت، پژوهش بر ضرورت تربیت شهروندانی آگاه و مسئولیتپذیر از طریق طراحی محیطهای یادگیری غنی و آموزش نظاممند در مدارس تأکید میکند.
غفار کریمیان پور؛ شهلا حسینی؛ مینو امرالهی بیوکی؛ مدینه سهرابی
چکیده
این پژوهش با هدف بررسی نقش میانجی احساس تعلق به مدرسه در رابطۀ بین تعامل معلم-دانشآموز و تابآوری تحصیلی در بین دانشآموزان متوسطۀ دوم طراحی شد. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی به روش معادلات ساختاری بود. جامعۀ آماری این پژوهش شامل دانشآموزان پسر مقطع متوسطۀ دوم شهرستان ثلاث باباجانی به تعداد 430 نفر بود که تعداد 205 نفر با ...
بیشتر
این پژوهش با هدف بررسی نقش میانجی احساس تعلق به مدرسه در رابطۀ بین تعامل معلم-دانشآموز و تابآوری تحصیلی در بین دانشآموزان متوسطۀ دوم طراحی شد. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی به روش معادلات ساختاری بود. جامعۀ آماری این پژوهش شامل دانشآموزان پسر مقطع متوسطۀ دوم شهرستان ثلاث باباجانی به تعداد 430 نفر بود که تعداد 205 نفر با استفاده از روش نمونهگیری دردسترس، بهعنوان نمونه انتخاب شدند. برای گردآوری دادهها از پرسشنامۀ تعامل معلم-دانشآموز موری و زواک (2011)، پرسشنامۀ احساس تعلق به مدرسۀ بری، بتی و وات (2004) و پرسشنامۀ تابآوری تحصیلی مارتین (2006) استفاده شد. برای تجزیهوتحلیل دادهها از روشهای آمار توصیفی و استنباطی تحت نرمافزار اسپیاساس نسخۀ 23 و برای بررسی برازش مدل پژوهش نیز از نرمافزار اسمارت پیالاس استفاده شد. نتایج تحلیل دادهها نشان داد تعامل معلم-دانشآموز بر تابآوری تحصیلی تأثیر مثبت و مستقیم دارد، احساس تعلق به مدرسه بر تابآوری تحصیلی تأثیر مثبت و مستقیم دارد و تعامل معلم-دانشآموز بر احساس تعلق به مدرسه تأثیر مثبت و مستقیم دارد؛ همچنین تابآوری تحصیلی در رابطۀ بین تعامل معلم-دانشآموز و تابآوری تحصیلی نقش میانجی دارد؛ بنابراین میتوان گفت که تعامل معلم-دانشآموز و احساس تعلق به مدرسه از متغیرهای مهم و مؤثر بر تابآوری تحصیلی است که لازم است مورد توجه پژوهشگران حوزۀ تعلیم و تربیت قرار گیرد و برای طراحی اقدامات پیشگیرانه در جهت افزایش تابآوری تحصیلی مورد استفاده قرار گیرد.
عنایت کریم زاده؛ هادی پورشافعی؛ محمد اکبری بورنگ؛ حسین شکوهی فرد
چکیده
روند کنونی در یادگیری برنامۀ درسی علوم بیشتر به سمت یادگیری میانرشتهای (تلفیقی) گرایش دارد. بنابراین، هدف این مقاله برداشتن گامی در جهت معرفی هرچه بیشتر این رویکرد نوین آموزشی و ارائۀ تصویری روشن، جهت عملیاتی کردن این چهارچوب در سیستم آموزشی است. این پژوهش از نوع توصیفی است و روش این پژوهش مرور نظاممند میباشد. جامعۀ پژوهش متشکل ...
بیشتر
روند کنونی در یادگیری برنامۀ درسی علوم بیشتر به سمت یادگیری میانرشتهای (تلفیقی) گرایش دارد. بنابراین، هدف این مقاله برداشتن گامی در جهت معرفی هرچه بیشتر این رویکرد نوین آموزشی و ارائۀ تصویری روشن، جهت عملیاتی کردن این چهارچوب در سیستم آموزشی است. این پژوهش از نوع توصیفی است و روش این پژوهش مرور نظاممند میباشد. جامعۀ پژوهش متشکل از 270 مقاله دربارۀ پیامدهای اجرای برنامۀ درسی تلفیقی علوم تجربی بود، که بین سالهای 2010 تا 2019 میلادی در مجلات معتبر علمی Indexed Scopus, Google Scholar, Springlink, Science Direct ارائه شده بودند. نمونۀ پژوهش، شامل 28 مقاله بود، که به صورت هدفمند و بر اساس غربالگری در مراحل مختلف، مورد مطالعۀ عمیق و تحلیل قرار گرفتند. نتایج حاصل از یافتهها نشان داد که علوم تلفیقی در کشورهای مختلف اجرا شده است؛ با وجود این، اجرای علوم تلفیقی آنطور که انتظار میرفت، موفقیتآمیز نبوده است. شناخت نداشتن دانشآموزان نسبت به تلفیق، مرتبط نبودن سوابق آموزشی معلمان با تلفیق، به روز نبودن کتابهای درسی و همچنین گسترده نبودن برنامۀ درسی در سطح وسیع، از جمله مشکلات در اجرای برنامۀ درسی تلفیق بوده است؛ بنابراین آگاهی از اجرای برنامۀ درسی تلفیق علوم در ارتقای مهارتهای دانشآموزان مؤثر است.
مهدیه السادات میررحیمی؛ زهرا خبری زاده؛ فاطمه ریاحی
چکیده
پژوهش حاضر با هدف واکاوی عوامل موثر بر اجرای الگوهای نوین تدریس به مثابه یادگیری بادوام با استفاده از روش کیفی و از نوع پدیدارشناسیانجام گرفته است. مشارکت کنندگان پژوهش 15 معلم و 10 دانشجو معلم که به الگوهای نوین تدریس آگاه و در کنش آموزشی خود از این نوع روشهای تدریس بهره برده، بودند. ابزار گردآوری دادهها در این پژوهش مصاحبه نیمه ...
بیشتر
پژوهش حاضر با هدف واکاوی عوامل موثر بر اجرای الگوهای نوین تدریس به مثابه یادگیری بادوام با استفاده از روش کیفی و از نوع پدیدارشناسیانجام گرفته است. مشارکت کنندگان پژوهش 15 معلم و 10 دانشجو معلم که به الگوهای نوین تدریس آگاه و در کنش آموزشی خود از این نوع روشهای تدریس بهره برده، بودند. ابزار گردآوری دادهها در این پژوهش مصاحبه نیمه ساختاریافته بود، تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. جهت تحلیل دادههای پدیدار شناسی از راهبرد هفت مرحلهای کلایزی استفاده شد. پس از استخراج مضمونها و طبقه بندی آنها، یافتهها شامل3 مضمون اصلی و 7 مضمون محوری دستهبندی و سازماندهی شدند. یافتههای پژوهش نشان دهنده این است که در بعد یادگیری فرهیخته محور مواردی چون کنشهای تدریس شایسته، سیر تکاملی مسیر یادگیری و پتانسیل تدریس مواردی هستند که در فرایند آموزش اهمیت دارد و داشتن رسالتهای دقیق در این موارد یادگیرنده را به سمت یادگیری معنادار و عمیق متناسب با مسائل زندگی آماده میکند؛ در بعد ارتقا هدفمند روابط انسانی باید به گستره شایسته سالاری معلمان و کنشپذیری یادگیرنده نه تنها در فرایند یادگیری بلکه در ایجاد یک رابطه سازنده فرهنگی- اجتماعی توجه نمود؛ بعد شمشیر دولبه تدریس که شامل مؤلفههای شاهرگ یادگیری وکنشهای ضد معلم است، نگاه پارادکسی به تدریس را با توجه به درک و کنش معلمان نشان میدهد. بنابراین، نتایج حاصله نه تنها بیانگر پرورش و ارتقا شایستگیهای و توانمندی معلمان است، بلکه تغییر و انعطافپذیری فلسفه فکری و باور معلمان در جهت پرورش شهروندان آیندهساز را مهم قلمداد میکند.
عنایت کریم زاده؛ محسن آیتی؛ هادی پورشافعی
چکیده
چکیده«استیم» (STAEM)1، ایده یادگیری بین رشته ای است که دانش آموزان از طریق ترکیب واقعی رشته ها، یاد می گیرند و می توانند مسائل را در یک زمینه واقعی حل کنند. از اینرو هدف این مقاله معرفی هر چه بیشتر این رویکرد نوین آموزشی و ارائه تصویری روشن به منظور عملیاتی کردن این چارچوب در سیستم آموزشی است. روش این پژوهش مرور نظام مند است. جامعه ...
بیشتر
چکیده«استیم» (STAEM)1، ایده یادگیری بین رشته ای است که دانش آموزان از طریق ترکیب واقعی رشته ها، یاد می گیرند و می توانند مسائل را در یک زمینه واقعی حل کنند. از اینرو هدف این مقاله معرفی هر چه بیشتر این رویکرد نوین آموزشی و ارائه تصویری روشن به منظور عملیاتی کردن این چارچوب در سیستم آموزشی است. روش این پژوهش مرور نظام مند است. جامعه این پژوهش متشکل از 198 مقاله درباره آموزش استیم است که بین سالهای 2010 تا 2019 میلادی در مجلات معتبر علمیScience Direct ،Springlink ، Google Scholar ،Scopus، ارائه شدهاند. نمونه پژوهش، 17 مقاله است که به صورت هدفمند و بر اساس غربالگری در مراحل مختلف، مورد مطالعه عمیق و تحلیل قرار گرفتند. نتایج حاصل از یافتهها نشان داد که معلمان به عنوان مهمترین عنصر در اجرای آموزش استیم با مشکلات بسیاری از جمله: عدم دانش و مهارت کافی، کمبود منابع برای به کارگیری فناوری در آموزش استیم، عدم ارتباط بین دروس، کمبود زمان/فضا برای اجرای آن، آگاه نبودن از محتوا، نداشتن پشتیبانی مالی برای اجرای آن، تغییرات زیاد در برنامه درسی استیم و عدم مهارت کافی برای تلفیق آموزش و یادگیری برای اجرای این روش آموزش مواجه هستند. بنابراین نتیجه گیری می شود که معلمان برای اطمینان از اجرای موفقیت آمیز آن باید دانش عمیقی از محتوای استیم (علوم( ، فناوری، مهندسی و ریاضیات) داشته باشند. زیرا هر گونه تغییر در برنامه درسی نه تنها بر تدریس معلم بلکه بر پیشرفت دانش آموزان نیز تأثیر می گذارد.