زهرا خدامرادی؛ محمدحسین زارعی
چکیده
زمینه و هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی مدل ساختاری فرایادگیری معلمان بر کیفیت یادگیری دانشآموزان با نقش واسطه ای تفکر خلاق و مهارت مدیریت کلاس معلمان صورت گرفته است.دادهها و روشها: روش پژوهش توصیفی-همبستگی بوده و جامعهی پژوهش را معلمان مقطع متوسطه ناحیه 3 شهر شیراز تشکیل می دهند، که طبق جدول مورگان تعداد202 نفر به صورت نمونهگیری ...
بیشتر
زمینه و هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی مدل ساختاری فرایادگیری معلمان بر کیفیت یادگیری دانشآموزان با نقش واسطه ای تفکر خلاق و مهارت مدیریت کلاس معلمان صورت گرفته است.دادهها و روشها: روش پژوهش توصیفی-همبستگی بوده و جامعهی پژوهش را معلمان مقطع متوسطه ناحیه 3 شهر شیراز تشکیل می دهند، که طبق جدول مورگان تعداد202 نفر به صورت نمونهگیری تصادفی ساده انتخاب شدند. به منظور جمعآوری دادهها از پرسشنامههای گرایش به یادگیری مادام العمر کوچکی(1391) از سوال 11 تا 18، کیفیت یادگیری نیومن(1990) با 10 سوال، ارزیابی مهارت تفکر خلاق ولچ دی(2002) با 20 سوال و سبک مدیریت کلاس امین یزدی و عالی(1387) با 25 سوال بهره گرفته شد. دادهها با آزمون پیرسون، بوت استراپ و t و معادلات ساختاری در spss22 وLiseral تجزیه و تحلیل شدند.یافتهها: یافتهها نشان داد که فرایادگیری معلمان هم به طورمستقیم و هم به طورغیرمستقیم و با نقش واسطهای تفکر خلاق و مهارت مدیریت کلاس بر کیفیت یادگیری دانشآموزان اثر معناداری دارد. مقادیر برازش مدل و Rmsea= 0/05 مطلوبیت بالای مدل را نشان میدهد. نتیجهگیری: از یافتهها میتوان نتیجه گرفت که فرایادگیری معلمان بر توسعهی کیفیت فرایند آموزشی اثرگذار بوده وسبب افزایش بهبود کیفیت یادگیری دانش آموزان خواهد شد. البته در این میان از نقش مؤلفههای میانجی مانند تفکر خلاق معلمان و مهارت مدیریت کلاس آنها نباید چشم پوشی کرد زیرا اثربخشی فرایادگیری را افزایش بخشیده و مسیر پیشرفت دانش آموزان را هموار خواهد ساخت.
ثریا قوره جیلی
چکیده
زمینه و هدف: چالش عمدهای که معلمان تازهکار با آن مواجه هستند، ناتوانی آنها برای حفظ کنترل کلاس درس است و رایجترین درخواست معلمان برای کمک بیشتر با مدیریت کلاس درس ارتباط دارد. هدف اصلی پژوهش حاضر تدوین مدل مفهومی مدیریت کلاس اثربخش به روش فراترکیب برای مدارس ابتدایی بود. روش: این پژوهش با رویکردی کیفی و به روش فراترکیب انجام ...
بیشتر
زمینه و هدف: چالش عمدهای که معلمان تازهکار با آن مواجه هستند، ناتوانی آنها برای حفظ کنترل کلاس درس است و رایجترین درخواست معلمان برای کمک بیشتر با مدیریت کلاس درس ارتباط دارد. هدف اصلی پژوهش حاضر تدوین مدل مفهومی مدیریت کلاس اثربخش به روش فراترکیب برای مدارس ابتدایی بود. روش: این پژوهش با رویکردی کیفی و به روش فراترکیب انجام گرفت. جامعۀ پژوهش شامل تمامی مطالعات و گزارشهای پژوهشی اعم از مقالات و پایاننامههای فارسی و انگلیسی مرتبط با حوزۀ مدیریت اثربخش در کلاس درس بود. برای نمونهگیری، 140 مقاله با استفاده از کلیدواژههای مرتبط و از طریق پایگاههای علمی معتبر و مرور یافتههای پژوهش در سالهای 1970 م. تا 2023 م. انتخاب شد و نمونهگیری در ابتدا با مطالعۀ 350 پژوهش آغاز شد و در مرحلۀ اول پس از بررسی عناوین مطالعات، 97 مطالعه که نامرتبط با پژوهش حاضر بود، حذف شدند و 253 مطالعه باقی ماند. در مرحلۀ دوم چکیدۀ مطالعات مورد بررسی قرار گرفت و 73 مطالعۀ نامرتبط با پژوهش حاضر حذف شدند و 183 مطالعه باقی ماند؛ سپس در مرحلۀ آخر بعد از بررسی محتوا، 43 مطالعۀ نامرتبط با پژوهش حاضر حذف شدند و درنهایت 140 واحد مطالعاتی انتخاب و بررسی شد. برای کسب قابلیت اعتبار، کلیۀ کدگذاریها و طبقات اولیه به خبرگان (اعضای هیئت علمی دانشگاه تهران) ارسال و از نظرات تأییدی و تکمیلی آنها در کلیۀ مراحل کار در جهت پیادهسازی، کدگذاری و تدوین مدل مفهومی استفاده شد و درنهایت، برای تجزیهوتحلیل کیفی دادههای پژوهش حاضر از کدگذاری 3 مرحلهای اشتراوس و کوربین (1395) استفاده شد. یافتهها: بنابر یافتههای بهدستآمده در این پژوهش، مدلی مفهومی از مدیریت کلاس در مدارس ابتدایی براساس اصول و راهبردهایی اثربخش ترسیم شد. نتایج نشان داد که مدل شامل 4 دستۀ اصول مدیریت اثربخش و 2 دستۀ راهبرد مدیریت اثربخش است؛ اصول اثربخش شامل توسعۀ فردی (خوداثربخشی، خودنظارتی، خویشتنداری، مهارت ارتباطی، خودباوری، خودمدیریتی، تصمیمگیری مستقلانه)؛ تأمین نیازهای روانشناختی (توانمندی در روابط انسانی، داشتن استقلال، قابلیتها و شایستگیها)؛ حقوق فردی و جمعی (تعهدپذیری، احترام به حقوق فردی و دیگران)؛ ارتقای موفقیت تحصیلی (تشویق، رشد و موفقیت تحصیلی، فرصت برابر آموزشی، احساس دلبستگی) و راهبردهای مدیریت اثربخش (ایجاد جوّ حمایتی، مدیریت استرس، تفویض اجرای امور کلاس، شناخت دانشآموزان و توجه به آنها، گرایش به مشارکت در یادگیری، طراحی دستیابی به موفقیت، آموزش مهارتهای کاربردی، تعیین اهداف، حق رأی و انتخاب) به راهبردهای تقویتی (انگیزش، مباحثه و مناظره، جلسۀ کلاسی دانشافزایی، سنجش رفتار، تصمیمگیری مشارکتی) طبقهبندی شد. نتیجهگیری: براساس یافتهها میتوان نتیجه گرفت با تقویت راهبردهای اثربخش مدیریت کلاس معلمان، رشد و موفقیت دانشآموزان فراهم میگردد. با بهکارگیری نتایج این مطالعه میتوان به فهم بهتری از اصول مدیریت کلاس اثربخش در مدارس دست یافت و درنهایت، به توسعه و پیشرفت دانشآموزان کمک کرد.