هدایت اله اعتمادی زاده؛ احسان پروین؛ هدا نجف پور
چکیده
زمینه و هدف: تدریس اثربخش یکی از مهمترین عوامل ارتقای کیفیت آموزش عالی و ایجاد یادگیری عمیق در دانشجویان است. با وجود اهمیت روزافزون این موضوع، در نظام دانشگاهی ایران پژوهشهای اندکی به شناسایی مؤلفههای بومی و تجربی آن از دیدگاه اساتید و دانشجویان پرداختهاند. این پژوهش با هدف شناسایی و تبیین این مؤلفهها در بافت ایرانی انجام ...
بیشتر
زمینه و هدف: تدریس اثربخش یکی از مهمترین عوامل ارتقای کیفیت آموزش عالی و ایجاد یادگیری عمیق در دانشجویان است. با وجود اهمیت روزافزون این موضوع، در نظام دانشگاهی ایران پژوهشهای اندکی به شناسایی مؤلفههای بومی و تجربی آن از دیدگاه اساتید و دانشجویان پرداختهاند. این پژوهش با هدف شناسایی و تبیین این مؤلفهها در بافت ایرانی انجام شد تا زمینهای برای بهبود برنامههای توسعه حرفهای اعضای هیئت علمی فراهم شود.روش: پژوهش با رویکرد کیفی و به روش پدیدارشناسی توصیفی انجام گرفت. نمونهگیری بهصورت هدفمند تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت و ۲۱ نفر (۱۱ استاد با میانگین ۱۴ سال سابقه تدریس و ۱۰ دانشجوی تحصیلات تکمیلی) از دانشگاههای دولتی تهران انتخاب شدند. دادهها از راه مصاحبه نیمهساختاریافته جمعآوری و با روش هفتمرحلهای کلایزی تحلیل شد. اعتبار یافتهها با بازبینی مشارکتکنندگان، بررسی توسط همتایان و تنوع منابع تأمین گردید.یافتهها: تحلیل دادهها پنج مؤلفه اصلی را آشکار کرد: ویژگیهای شخصیتی استاد، مهارتهای حرفهای، مدیریت کلاس، کنشهای روانشناختی و ارزشیابی آموزشی. این مؤلفهها در پیوندی پویا و متقابل، ساختاری یکپارچه و خودتنظیمگر میسازند که تدریس اثربخش را به فرایندی انسانی، تأملی و تحولآفرین تبدیل میکند.نتیجهگیری: تدریس اثربخش در دانشگاههای ایران فراتر از مجموعهای از تکنیکها، یک فرایند یکپارچه انسانی است. پیشنهاد میشود برنامههای توانمندسازی اساتید بر توسعه تأملی، تقویت مهارتهای ارتباطی و عاطفی و تغییر نظام ارزشیابی از نمرهمحوری به یادگیریمحوری تمرکز یابد تا کیفیت یادگیری دانشجویان ارتقا یافته و جایگاه آموزش عالی کشور بهبود یابد.
میثم غلام پور؛ محمد محمودی بورنگ
چکیده
زمینه و هدف: با گسترش فناوریهای نوین ارتباطی، شبکههای اجتماعی بهعنوان یکی از مؤثرترین بسترهای تعامل و تبادل اطلاعات در عرصههای گوناگون ازجمله آموزش موردتوجه پژوهشگران قرارگرفتهاند؛ کاربرد شبکه های اجتماعی در آموزش یکی از بسترهای نوین در زمینه آموزشی است از این رو هدف پژوهش حاضر، تبیین ادراک اساتید دانشگاه از ماهیت و ...
بیشتر
زمینه و هدف: با گسترش فناوریهای نوین ارتباطی، شبکههای اجتماعی بهعنوان یکی از مؤثرترین بسترهای تعامل و تبادل اطلاعات در عرصههای گوناگون ازجمله آموزش موردتوجه پژوهشگران قرارگرفتهاند؛ کاربرد شبکه های اجتماعی در آموزش یکی از بسترهای نوین در زمینه آموزشی است از این رو هدف پژوهش حاضر، تبیین ادراک اساتید دانشگاه از ماهیت و کاربست شبکههای اجتماعی در فرآیندهای آموزشی است.داده ها و روش ها: این مطالعه با رویکرد کیفی و به روش پدیدارنگاری انجام شد. جامعه آماری، شامل اعضای هیئتعلمی دانشگاه بیرجند بودند و نمونه مدنظر با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند و بر مبنای ملاکهای ازپیشتعیینشده انتخاب شدند. فرایند گردآوری دادهها با بهرهگیری از مصاحبههای نیمه ساختاریافته تا دستیابی به اشباع نظری ادامه یافت. دادههای حاصل با استفاده از فرآیند تحلیل مضمون تحلیل گردید.یافتهها: بر اساس ادراک مشارکتکنندگان، شبکههای اجتماعی ماهیتی پویا و در حال تکوین دارند، طبق دیدگاه اساتید شبکه های اجتماعی در ایران دارای ویژگی چون عدم تعادل در استفاده، نبود زیرساخت مناسب و دخالتهای سیاسی است؛ همچنین طبق دیدگاه اساتید این شبکهها دارای کارکردهای تفریحی، اقتصادی، تغییر جو محیط و آموزشی است. چالشهایی همچون نگرش منفی برخی اساتید و استفاده نامتوازن دانشجویان نیز از دیگر مضامین استخراجشده بود. بر مبنای یافتههای این پژوهش، توجه به راهکارهایی همچون بازنگری در سیاستگذاریها، فرایند مدیریت دانش، فرهنگسازی آموزشی، توسعه زیرساختها و تدوین رویههای روشن برای بهرهگیری هدفمند از شبکههای اجتماعی در نظام آموزش عالی ضروری به نظر میرسد. ازجمله پیامدهای آموزشی شبکه های اجتماعی میتوان به تقویت روابط صمیمانه، تسهیل یادگیری مادامالعمر و نیز دشواری در مدیریت دانش اشاره کرد.نتیجه گیری: با توجه به یافته ها میتوان نتیجه گرفت استفاده بهینه از شبکه های اجتماعی در آموزش نیازمند توجه به ابعاد فردی، سازمانی، فرهنگی و اجتماعی دارد و توجه صرف به یک بُعد منجر به استفاده مناسب از این رویه آموزشی نمی شود.