سخن سردبیر
مجتبی مقصودی
چکیده
تربیت معلم در روزگار کنونی با مسائلی روبه روست که پاسخ گویی به آنها بازنگری در بنیانهای نظری را ضروری میسازد. دگرگونی های فناورانه، گوناگونی نیازهای یادگیرندگان و پیچیدگی موقعیت های آموزشی نشان می دهند که معلم را نمیتوان تنها انتقال دهنده دانش یا اجرا کننده برنامه های درسی دانست. معلم در جریان تدریس باید بتواند دانش ...
بیشتر
تربیت معلم در روزگار کنونی با مسائلی روبه روست که پاسخ گویی به آنها بازنگری در بنیانهای نظری را ضروری میسازد. دگرگونی های فناورانه، گوناگونی نیازهای یادگیرندگان و پیچیدگی موقعیت های آموزشی نشان می دهند که معلم را نمیتوان تنها انتقال دهنده دانش یا اجرا کننده برنامه های درسی دانست. معلم در جریان تدریس باید بتواند دانش تخصصی خود را با شناخت موقعیت، تجربه میدانی و بررسی پیامد های تصمیم های آموزشی پیوند دهد. پرورش چنین معلمی، افزون بر دانش رشتهای، به ارتباط میان حوزه های دانشی، تجربه هدفمند در مدرسه و فرصت اندیشیدن دوباره درباره عمل تدریس نیاز دارد. شش مقاله این شماره از فصلنامه مطالعات بین رشته ای در آموزش از دیدگاه های گوناگون به بخشی از این مسائل می پردازند: تجربه استادان از آموزش مجازی، شاخص های کیفیت تدریس در آموزش عالی، برنامه کارورزی و منتورینگ، تجربه زیسته دانشجو معلمان، مقایسه الگوهای تدریس و پیوند طراحی آموزشی با بار شناختی فراگیران. این پژوهش ها، با وجود تفاوت در موضوع و روش، فرصتی برای بررسی پیوند میان تجربه کنشگران، شرایط آموزش و تصمیم گیری حرفه ای فراهم می کنند. پرسش اساسی این است که چگونه می توان یافته های پژوهشی و دانش های گوناگون را به شناخت بهتر موقعیت های آموزشی و بهبود تربیت معلم پیوند داد. پاسخ به این پرسش هم به شناخت دقیق مسائل و هم به فراهم کردن شرایطی نیاز دارد که معلمان بتوانند آگاهانه تصمیم بگیرند، در رو به رو شدن با چالش های واقعی آموزش، شیوه عملشان را بهبود دهند.
مقاله پژوهشی
زهرا حاجی میرزاآقائی یزدی؛ مرضیه دهقانی؛ خاتون علیپور
چکیده
پیشینه و اهداف: طی چند دهه اخیر نقش کیفیت تدریس در ارتقای کیفیت آموزش عالی افزایش یافته است. از این رو، پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل، ملاکها، و نشانگرهای مرتبط با کیفیت تدریس در آموزش عالی شکل گرفت.روشها: این مطالعه یک مرور نظاممند است که با مدل هفتمرحلهای رایت انجام شد. جستجو در پایگاههای داده داخلی (SID، Magiran و Noormags) و بینالمللی ...
بیشتر
پیشینه و اهداف: طی چند دهه اخیر نقش کیفیت تدریس در ارتقای کیفیت آموزش عالی افزایش یافته است. از این رو، پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل، ملاکها، و نشانگرهای مرتبط با کیفیت تدریس در آموزش عالی شکل گرفت.روشها: این مطالعه یک مرور نظاممند است که با مدل هفتمرحلهای رایت انجام شد. جستجو در پایگاههای داده داخلی (SID، Magiran و Noormags) و بینالمللی (Google Scholar و Scopus) انجام شد. معیارهای ورود شامل مقالات پژوهشی چاپ شده در نشریات معتبر و مرتبط با کیفیت تدریس در آموزش عالی در بازه زمانی ۲۰۱۴-۲۰۲۵ (۱۳۹۰-۱۴۰۴ هجری شمسی) بود. مقالات منتشرشده در مجموعه مقالات همایشها، یادداشتهای سردبیر و مطالعات فاقد روششناسی روشن از جمله مواردی بودند که بر اساس معیارهای خروج از مرور حذف شدند و در نهایت، ۳۱ مقاله برای تحلیل نهایی انتخاب شدند. برای اعتباربخشی نتایج از تکنیک توافق میانکدگذاران استفاده گردید. دادهها با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی تحلیل شدند.یافتهها: تحلیل مطالعات به شناسایی ۳ عامل اصلی (استاد، دانشگاه و دانشجو)، ۱۲ ملاک و ۶۱ نشانگر منجر شد. تحلیل فراوانی نشان داد که عامل استاد با اختلاف، بیشترین فراوانی را در مطالعات داشت و ملاک مهارتهای حرفهای در حین تدریس پرتکرارترین ملاک بود. عوامل دانشگاه و دانشجو نیز بهترتیب به عنوان دومین و سومین عامل پرتکرار شناسایی شدند.نتیجهگیری: کیفیت تدریس سازهای چندبعدی است که در ادبیات عمدتاً با شایستگی استاد مفهومپردازی شده است، در حالی که حمایت سازمانی دانشگاه نیز عاملی مهم بوده است. یافتهها شکاف پژوهشی در نقش فعال دانشجو و ضرورت حرکت به سمت رویکردهای یادگیرندهمحور را نشان میدهند.
مقاله پژوهشی
هادی دهقانی یزدلی؛ زهرا مرعشی؛ محمدرضا پاشایی
چکیده
پیشینه و اهداف: روایتها از دیرباز ابزاری بنیادین برای آشکارساختن تجربههای انسانی بودهاند. هستۀ هر روایت، رخدادهایی است که تجربه زیستۀ راوی را از منظر پدیدارهای انسانی بازمینماید. این آشکارگی، زمینهای برای ارزیابی اندیشهها، رفتارها و کنشهای فردی و اجتماعی فراهم میآورد.روشها: پژوهش حاضر، با تکیه بر رویکرد روایتپژوهی، ...
بیشتر
پیشینه و اهداف: روایتها از دیرباز ابزاری بنیادین برای آشکارساختن تجربههای انسانی بودهاند. هستۀ هر روایت، رخدادهایی است که تجربه زیستۀ راوی را از منظر پدیدارهای انسانی بازمینماید. این آشکارگی، زمینهای برای ارزیابی اندیشهها، رفتارها و کنشهای فردی و اجتماعی فراهم میآورد.روشها: پژوهش حاضر، با تکیه بر رویکرد روایتپژوهی، به بررسی کیفیت بافت آموزشی در دانشگاه فرهنگیان پرداخته است. هدف، شناخت سویههای مؤثر و تأثیرگذار بافت آموزشی بر تجربۀ زیستۀ دانشجویان رشتۀ آموزش زبان و ادبیات فارسی است تا از نتایج آن، در مسیر بهبود آموزش دانشگاهی بهره گرفته شود. جامعهۀ آماری این پژوهش، دانشجومعلمان ورودی سال ۱۳۹۸ دانشگاه فرهنگیان استان تهران در رشتهۀ آموزش زبان و ادبیات فارسی در مقطع کارشناسی است. دادهها شامل ۶۰ روایت دانشجویی است که پس از گردآوری روشمند با رویکرد روایتپژوهی تحلیل شدهاند. راویان در روایتهای خود به رخدادها و تجربههای اساسی در بافت آموزشی دانشگاه پرداختهاند.یافتهها: نتایج تحلیل روایتها نشان میدهد تفاوت چشمگیری میان میزان رضایتمندی و نارضایتی دانشجومعلمان از مؤلفههای موردمطالعه وجود دارد. مجموع بسامد رضایتمندی در کل روایتها ۲ مورد و مجموع نارضایتی ۲۲ مورد گزارش شده است. در میان روایتهای پسران، بیشترین نارضایتی مربوط به ناکارآمدی واحدهای درسی با بسامد ۸ است و در میان روایتهای دختران، بیشترین نارضایتی به دانش ارائهشده استادان و واحدهای ناکارآمد درسی (هر کدام با بسامد ۴) اختصاص دارد. همچنین بالاترین میزان رضایتمندی، هم در میان دختران و هم در میان پسران، به کیفیت دانش ارائهشده با بسامد ۱ مربوط است.نتیجهگیری: پژوهش حاضر با تأکید بر اهمیت تجربههای زیستۀ دانشجومعلمان نشان میدهد که اصلاح برنامهریزی درسی و ارتقای کیفیت آموزشی در دانشگاه فرهنگیان ضرورتی اساسی برای تحقق اهداف تربیت معلم است.
مقاله پژوهشی
محدثه اسناوندی؛ رحیم مرادی؛ محسن باقری
چکیده
پیشینه و اهداف: در اکوسیستمهای یادگیری دیجیتال، مدیریت بهینه منابع ذهنی یا اقتصاد شناختی دانشآموزان، به ضرورتی بنیادین در طراحی آموزشی تبدیل شده است. پژوهش حاضر با هدف واکاوی و مقایسه اثربخشی دو پارادایم نوین آموزشی، یعنی راهبرد کلاس معکوس و پداگوژی کپسولی (یادگیری خرد)، بر مدیریت بار شناختی دانشآموزان پایه دوم ابتدایی در درس ...
بیشتر
پیشینه و اهداف: در اکوسیستمهای یادگیری دیجیتال، مدیریت بهینه منابع ذهنی یا اقتصاد شناختی دانشآموزان، به ضرورتی بنیادین در طراحی آموزشی تبدیل شده است. پژوهش حاضر با هدف واکاوی و مقایسه اثربخشی دو پارادایم نوین آموزشی، یعنی راهبرد کلاس معکوس و پداگوژی کپسولی (یادگیری خرد)، بر مدیریت بار شناختی دانشآموزان پایه دوم ابتدایی در درس علوم تجربی انجام شد.روشها: این مطالعه از نوع نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون-پسآزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل تمامی دانشآموزان دختر پایه دوم ابتدایی شهر اراک در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۲ تشکیل داد که از میان آنها، ۱۰۵ دانشآموز به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب و بهطور تصادفی در دو گروه آزمایش (کلاس معکوس و پداگوژی کپسولی) و یک گروه کنترل (هر گروه ۳۵ نفر) جایدهی شدند. ابزار پژوهش، پرسشنامه استاندارد بار شناختی پاس (۱۹۹۴) بود. تحلیل دادهها با استفاده از تحلیل کوواریانس (ANCOVA) در نرمافزار SPSS صورت گرفت.یافتهها: نتایج نشان داد که هر دو راهبرد نوین بهطور معناداری باعث کاهش بار شناختی در مقایسه با آموزش سنتی شدند. (p<0.01) یافتههای تفصیلی حاکی از آن بود که پداگوژی کپسولی به دلیل قطعهبندی محتوا، در کاهش بار شناختی بیرونی نسبت به کلاس معکوس برتری معناداری دارد. همچنین، راهبرد کلاس معکوس در تعدیل بار شناختی درونی در تکالیف پیچیده اثربخش بود، اما ثبات و پایداری کاهش بار ذهنی در گروه پداگوژی کپسولی در طول زمان بیشتر گزارش شد.نتیجهگیری: یافتهها مؤید آن است که پداگوژی کپسولی با تحقق عینی مفهوم اقتصاد شناختی، کارایی ذهنی دانشآموزان را در درس علوم بهبود میبخشد. این راهبرد با کاهش فشار بر حافظه فعال، بستری برای یادگیری عمیقتر فراهم میکند. بر این اساس، توصیه میشود طراحان آموزشی و معلمان با گذار از الگوهای حجیم، از پداگوژی کپسولی برای بهینهسازی ظرفیتهای شناختی دانشآموزان در مقطع ابتدایی بهره گیرند.
مقاله پژوهشی
میثم غلام پور؛ محمد محمودی بورنگ؛ سعید رحمتی کهخا؛ احمد عربی جونقانی
چکیده
پیشینه و اهداف: آموزش مجازی بهعنوان رویکردی نوین در آموزش است که از دوران کرونا در ایران به صورت رسمی وارد چرخۀ آموزش شد در این دوران تغییر رویهها و بسترهای آموزشی تنها راه تداوم آموزش شناخته شد. در این بسترها اساتید مهمترین کارگزاران آموزش بودند. اکنون که بیش از دو سال از همهگیری ویروس کرونا میگذرد، بررسی ادراکات اساتید ...
بیشتر
پیشینه و اهداف: آموزش مجازی بهعنوان رویکردی نوین در آموزش است که از دوران کرونا در ایران به صورت رسمی وارد چرخۀ آموزش شد در این دوران تغییر رویهها و بسترهای آموزشی تنها راه تداوم آموزش شناخته شد. در این بسترها اساتید مهمترین کارگزاران آموزش بودند. اکنون که بیش از دو سال از همهگیری ویروس کرونا میگذرد، بررسی ادراکات اساتید در زمینۀ این رویکرد آموزشی، میتواند زمینه لازم برای آموزش بهتر مجازی را فراهم آرود. هدف پژوهش حاضر بررسی ادراک اساتید دانشگاه فرهنگیان در زمینۀ آموزش مجازی بر مبنای تجارب زیستۀ در دوران کرونا بود.روشها: رویکرد پژوهش حاضر کیفی و از نظر روش مبتنی بر مطالعات پدیدارنگاری از نوع توصیفی است. جامعه آماری هدف مطالعه در این پژوهش اساتید دانشگاه فرهنگیان استان خراسان جنوبی در پردیسهای شهید باهنر بیرجند، سجاد و مرکز مدرس شهرستان قائنات بودند بر اساس نمونهگیری موارد مطلوب (هدفمند) 16 نفر از اساتید این دانشگاه در پژوهش شرکت کردند. دادهها، از طریق مصاحبۀ نیمهساختار یافته جمعآوری شدند. تحلیل دادهها از طریق فرآیند تحلیل مضمون انجام شد. جهت افزایش اعتبار یافتههای پژوهش حاضر از معیارهای لینکلن و کوبا استفاده شده است.یافتهها: تحلیل ادراکات مشارکتکنندگان نشان داد اساتید در مواجهه با این رویکرد تدریس دو رفتار پذیرش و مقاومت را از خود نشان دادند و تبعات مثبتی چون تجربیات تازه، آشکارسازی ضعفها، تغییر نگرش به آموزش و جذابیت اقتصادی را برای آموزش مجازی برشمردند. همچنین، معتقد بودند چالشهایی از قبیل افزایش حجم کار، چالشهای فرآیند آموزش، افزایش توقعات، افزایش برخی هزینهها، نبود زیرساخت مناسب، چالش فرهنگی، تداخل در نقشها و بی برنامگی دانشگاه وجود داشته و راهبردهایی چون فرهنگسازی، فراهم آوردن زیرساختها، آموزش ذی نفعان و بازطراحی نظام آموزش عالی میتواند باعث بهبود رویههای آموزش در این دوران و رویههای مشابه آموزشی شود.نتیجهگیری: تحول در رویکرد آموزش مجازی مستلزم تحول در ابعاد فردی، ساختاری و نظارتی آموزش است. در این زمینه، مواردی مانند آموزش مدیران، ایجاد بسترهای لازم در محیط دانشگاه، افزایش سواد رسانهای دانشجویان و تحول در رویکردهای آموزشی باید مورد توجه قرار گیرد.
مقاله پژوهشی
زینب سرزهی؛ هادی پورشافعی؛ محمد اکبری
چکیده
پیشینه و اهداف: هدف از پژوهش حاضر، تبیین وضعیت جاری منتورینگ در برنامه درسی کارورزی دانشجومعلمان دانشگاه فرهنگیان و طراحی مدل مفهومی مبتنی بر آن بود. اهمیت این مطالعه در ارتقای کیفیت تربیت معلمان و شناسایی موانع و راهکارهای مؤثر برای بهبود فرآیند منتورینگ در کارورزی نهفته است.روشها: این مطالعه با روش نظریهپردازی دادهبنیاد ...
بیشتر
پیشینه و اهداف: هدف از پژوهش حاضر، تبیین وضعیت جاری منتورینگ در برنامه درسی کارورزی دانشجومعلمان دانشگاه فرهنگیان و طراحی مدل مفهومی مبتنی بر آن بود. اهمیت این مطالعه در ارتقای کیفیت تربیت معلمان و شناسایی موانع و راهکارهای مؤثر برای بهبود فرآیند منتورینگ در کارورزی نهفته است.روشها: این مطالعه با روش نظریهپردازی دادهبنیاد و رویکرد اشتراوس و کوربین انجام شد. جامعه آماری شامل اساتید راهنمای کارورزی، دانشجومعلمان، معلمان راهنما و مدیران آموزشی دانشگاه فرهنگیان بود. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته جمعآوری و نمونهگیری به صورت هدفمند نظری تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت؛ در مجموع ۱۸ نفر در پژوهش مشارکت داشتند. تحلیل دادهها با استفاده از کدگذاری سهمرحلهای انجام گرفت.یافتهها: پدیده محوری پژوهش «منتورینگ در کارورزی، معماری ناتمام یک سازه تربیتی» شناسایی شد. سه شرط علّی شامل فقدان سیاستگذاری کلان در حوزه منتورینگ، نارسایی در تربیت حرفهای منتورها و ضعف فرهنگ تعامل در فضای دانشگاهی و مدرسهای مشخص گردید. شرایط زمینهای شامل فرهنگ نهادی، ساختار بوروکراتیک و ویژگیهای فردی دانشجومعلمان و عوامل مداخلهگر مانند توسعه زیرساختهای فناورانه و نگرش حرفهای اساتید به منتورینگ تبیین شد. همچنین، مشارکتکنندگان سه راهبرد اصلی شامل بازطراحی ساختار کارورزی، توانمندسازی دانشجومعلمان و توسعه حرفهای منتورها را پیشنهاد کردند.نتیجهگیری: الگوی استخراجشده میتواند بهعنوان مبنایی برای بازنگری در سیاستها و ارتقای کیفیت کارورزی با تأکید بر منتورینگ اثربخش و تعاملمحور در تربیت معلمان آینده مورد استفاده قرار گیرد. این مطالعه نشان میدهد که بهبود ساختار، آموزش حرفهای و توسعه فرهنگ تعاملی از عناصر کلیدی برای موفقیت منتورینگ در کارورزی هستند.
مقاله پژوهشی
حامد عبدی؛ عباس باقری؛ فریبرز عرفانی زاده؛ پرستو گودرزی
چکیده
پیشینه و اهداف: پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر سه روش تدریس معلم محور، فراگیر محور و ترکیبی بر میزان یادگیری و رضایتمندی دانشجویان انجام شد.روشها: این پژوهش با رویکرد کمی و با بهکارگیری طرح نیمهتجربی (نوع پیشآزمون – پسآزمون) با گروههای مقایسه انجام شد. جامعه آماری پژوهش را کلیه دانشجویان سال سوم رشته آموزش تربیتبدنی ...
بیشتر
پیشینه و اهداف: پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر سه روش تدریس معلم محور، فراگیر محور و ترکیبی بر میزان یادگیری و رضایتمندی دانشجویان انجام شد.روشها: این پژوهش با رویکرد کمی و با بهکارگیری طرح نیمهتجربی (نوع پیشآزمون – پسآزمون) با گروههای مقایسه انجام شد. جامعه آماری پژوهش را کلیه دانشجویان سال سوم رشته آموزش تربیتبدنی پردیس شهید باهنر دانشگاه فرهنگیان استان مرکزی در سال تحصیلی ۱۴۰۵–۱۴۰۴ تشکیل دادند (45 نفر). نمونهگیری به روش سرشماری انجام شد و هر 45 دانشجو در پژوهش شرکت کردند و با استفاده از جدول اعداد تصادفی، به سه گروه آموزش تخصیص داده شدند. محتوای آموزشی برای همه گروهها، آموزش هندبال (شامل ۲۴ جلسه طی ۱۲ هفته) بود. ابزارهای جمع آوری داده ها شامل آزمون اصلاحشده هندبال (دارای روایی و ضریب همبستگی درونخوشهای، ICC =0/74) و پرسشنامه رضایت از روش تدریس کومار (2019) (دارای روایی و پایایی، α=0/91) بود. دادهها با استفاده از نرم افزار SPSS و آزمون ANCOVA و ANOVA و آزمون توکی تحلیل شدند.یافتهها: تفاوت معناداری بین میانگین نمرات متغیر یادگیری (F= 18/76؛ p < 0/001؛ η² = 0/48) و رضایتمندی (F= 15/34؛ p < 0/001؛ η² = 0/42) در سه گروه مورد آزمایش وجود داشت. نتایج آزمون تعقیبی توکی نشان نیز داد در هردو متغیر یادگیری و رضایتمندی، میانگین نمرات گروه ترکیبی به طور معناداری بالاتر از گروه معلممحور و فراگیرمحور و گروه فراگیرمحور نیز به طور معناداری بالاتر از گروه معلممحور بود (p < 0/05).نتیجهگیری: توصیه میشود معلمان تربیتبدنی با گذار از رویکردهای صرفاً سنتی، به سمت طراحی آموزشی انعطافپذیر و ترکیبی حرکت کنند و از بستر مجازی بهعنوان مکمل آموزش حضوری بهره بگیرند.