مقاله پژوهشی
عباس رمضانی؛ سیده مهسا موسوی؛ معصومه شریفی
چکیده
زمینه و هدف: شناسایی راهبردهای توانمندسازی دانشجومعلمان از طریق جشنوارههای فرهنگی-اجتماعی میتواند بهعنوان ابزار مؤثری در ارتقای مهارتها و توانمندیهای آنان مورد استفاده قرار گیرد. پژوهش حاضر با هدف واکاوی دیدگاه دانشجویان درخصوص الگوی توانمندسازی دانشجومعلمان از طریق برگزاری جشنوارههای فرهنگی- اجتماعی انجام شد.
دادهها ...
بیشتر
زمینه و هدف: شناسایی راهبردهای توانمندسازی دانشجومعلمان از طریق جشنوارههای فرهنگی-اجتماعی میتواند بهعنوان ابزار مؤثری در ارتقای مهارتها و توانمندیهای آنان مورد استفاده قرار گیرد. پژوهش حاضر با هدف واکاوی دیدگاه دانشجویان درخصوص الگوی توانمندسازی دانشجومعلمان از طریق برگزاری جشنوارههای فرهنگی- اجتماعی انجام شد.
دادهها و روش: رویکرد این پژوهش کیفی است و به روش نظریۀ برخاسته از دادهها اجرا شده است. جامعۀ پژوهش شامل دانشجومعلمان شرکتکننده در جشنوارههای فرهنگی-اجتماعی بود. این دانشجویان در سال تحصیلی 1402-1403 در پردیس الزهرا (س) زنجان تحصیل میکردند و با روشی هدفمند و بر اساس اصل اشباع نظری، با چهارده نفر از آنان مصاحبه شد. بهمنظور گردآوری دادهها از مصاحبۀ نیمهساختارمند استفاده شد. صحت کیفی دادهها با استفاده از ملاک قابل قبول بودن، انتقالپذیری و قابلیت اطمینان به دست آمد. اعتبارپذیری دادهها از طریق ضبط نوار باکیفیت و مستندسازی، ثبت، نوشتن و تفسیر آنها، دستنویس کردن آن، کدگذاری کور و توافق میان کدگذاران متخصص در زمینۀ پژوهشهای کیفی انجام شد. بهمنظور تجزیهوتحلیل دادهها از رهیافت نظاممند کوربین و اشتراوس (2008) استفاده شد.
یافتهها: عوامل اثرگذار بر توانمندسازی دانشجومعلمان برای شرکت در جشنوارههای فرهنگی- اجتماعی مختلف در چهار مقوله و هشت مفهوم شناسایی شد. این چهار مقوله عبارتند از مهارت شغلی، مهارت شناختی، انگیزش و منابع؛ هشت مفهوم یادشده نیز به شرح زیرند: توسعۀ حرفهای، توسعۀ فناوری، سرمایۀ روانشناختی، کنش شناختی، آمادگی سازمانی، فرایندها و اقدامات انگیزشی، بهرهگیری از منابع انسانی و مدیریتی و ارتباط با منابع.
نتیجهگیری: عوامل مختلفی میتوانند بر توانمندسازی دانشجومعلمان تأثیر بگذارند که با توجه به یافتهها و مقولههای استخراج شده میتوانند راهبردهای مؤثری در این امر باشند.
مقاله پژوهشی
فاطمه شوق الشعرا؛ منصور دهقان منشادی؛ مهدیه استبرقی
چکیده
سواد اطلاعاتی اینترنتی نقش مهمی در افزایش خودکفایی دانشآموزان در دسترسی به منابع معتبر علمی دارد و آنها را برای آماده میکند؛ بنابراین هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی آموزش سواد اطلاعاتی اینترنتی بر مهارتهای حل مسئله، تفکر سطحبالا و یادگیری خودراهبر دانشآموزان ابتدایی بوده است. جامعۀ موردمطالعۀ این پژوهش تمامی دانشآموزان ...
بیشتر
سواد اطلاعاتی اینترنتی نقش مهمی در افزایش خودکفایی دانشآموزان در دسترسی به منابع معتبر علمی دارد و آنها را برای آماده میکند؛ بنابراین هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی آموزش سواد اطلاعاتی اینترنتی بر مهارتهای حل مسئله، تفکر سطحبالا و یادگیری خودراهبر دانشآموزان ابتدایی بوده است. جامعۀ موردمطالعۀ این پژوهش تمامی دانشآموزان دختر پایۀ سوم ناحیۀ ۲ شهر یزد در سال تحصیلی 1401-1400 بودند. روش پژوهش از نوع نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون، پسآزمون با گروه کنترل بود؛ بدین منظور 30 دانشآموز دختر پایۀ سوم ابتدایی ناحیۀ ۲ یزد با بهرهگیری از روش نمونهگیری دردسترس انتخاب شدند و در دو گروه آزمایش (15 نفر) و کنترل (15 نفر) قرار گرفتند. ابزار پژوهش برای گردآوری دادهها پرسشنامههای یادگیری خودراهبر فیشر، کینگ و تاج (2001)؛ تفکر سطحبالای عبدی و دیگران (1393) و مهارت حل مسئلۀ هپنر و پترسن (1982) بود. آموزش سواد اطلاعاتی اینترنتی، طی 8 جلسۀ 60 دقیقهای برای گروه آزمایش اجرا گردید. نتایج بررسی فرضیهها از طریق تحلیل کوواریانس چند متغیره (سطح معناداری 0.05) نشان داد که آموزش سواد اطلاعاتی اینترنتی بر مهارتهای حل مسئله، تفکر سطحبالا و یادگیری خودراهبر دانشآموزان دختر پایۀ سوم تأثیر دارد و آن را بهبود میبخشد؛ بنابراین معلمان و مسئولان آموزشی میتوانند با آموزش سواد اطلاعاتی اینترنتی به دانشآموزان، به بهبود عملکرد تحصیلی و موفقیت تحصیلی آنان کمک نمایند.
مقاله پژوهشی
جلال عبدالهی؛ ایرج نیک سرشت
چکیده
پیشینه و اهداف: علوم تجربی، بهویژه فیزیک، از مهمترین دستاوردهای بشری محسوب میشوند؛ اما آگاهی عمومی از سازوکار علمی و نحوه انجام فعالیتهای علمی محدود است. یکی از دلایل این مسئله، غفلت از آموزش «ماهیت علم» در برنامههای درسی علوم است. این مقاله با هدف بررسی رویکردهای مختلف در آموزش ماهیت علم، بهویژه در درس فیزیک، و انتخاب ...
بیشتر
پیشینه و اهداف: علوم تجربی، بهویژه فیزیک، از مهمترین دستاوردهای بشری محسوب میشوند؛ اما آگاهی عمومی از سازوکار علمی و نحوه انجام فعالیتهای علمی محدود است. یکی از دلایل این مسئله، غفلت از آموزش «ماهیت علم» در برنامههای درسی علوم است. این مقاله با هدف بررسی رویکردهای مختلف در آموزش ماهیت علم، بهویژه در درس فیزیک، و انتخاب رویکردی مناسب برای این منظور نگاشته شده است.
روشها: روش پژوهش مبتنی بر مطالعۀ کتابخانهای و تحلیل محتوایی است که به بررسی و مقایسه دو رویکرد مطرح در آموزش ماهیت علم، یعنی رویکرد توافقی (مؤلفهای) و رویکرد شباهت خانوادگی میپردازد.
یافتهها: تحلیلها نشان میدهد که رویکرد توافقی با وجود کاستیهایی، ساختاری منسجم و قابلاجرا دارد. در مقابل، رویکرد شباهت خانوادگی از جامعیت نظری بیشتری برخوردار است اما به دلیل پیچیدگیهای اجرایی، برای سطوح آموزشی همچون دبیرستان چندان مناسب نیست.
نتیجهگیری: با توجه به محدودیتهای اجرایی رویکرد شباهت خانوادگی، استفاده از رویکرد توافقی برای آموزش ماهیت علم در فیزیک توصیه میشود. البته بهمنظور ارتقای این رویکرد، پیشنهاد میشود که مؤلفههای تکمیلی برگرفته از بینشهای رویکرد شباهت خانوادگی به آن افزوده شوند. همچنین، برای گنجاندن این مؤلفهها در محتوای درسی، طرحی با عنوان «هر فصل، چند مؤلفه» ارائه شده است.
مقاله پژوهشی
لادن حاجیانوری؛ عباس رمضانی؛ سید وهاب امت محمدی
چکیده
زمینه و هدف: تلفیق فناوریهای نوین در آموزش عالی بهعنوان عاملی کلیدی در توسعۀ تفکر پیشروانۀ دانشجویان شناخته میشود. این پژوهش به تحلیل نقش این فناوریها در فرآیندهای آموزشی و با هدف توانمندسازی دانشجویان برای انطباق با تغییرات دنیای بیرون میپردازد.روش: این مطالعه از پارادایم تفسیری و رویکرد کیفی مبتنی بر ماتریس سوات بهره میبرد. ...
بیشتر
زمینه و هدف: تلفیق فناوریهای نوین در آموزش عالی بهعنوان عاملی کلیدی در توسعۀ تفکر پیشروانۀ دانشجویان شناخته میشود. این پژوهش به تحلیل نقش این فناوریها در فرآیندهای آموزشی و با هدف توانمندسازی دانشجویان برای انطباق با تغییرات دنیای بیرون میپردازد.روش: این مطالعه از پارادایم تفسیری و رویکرد کیفی مبتنی بر ماتریس سوات بهره میبرد. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته با 21 نفر از صاحبنظران حوزۀ آموزش عالی جمعآوری شد. نمونهگیری بهصورت هدفمند و گلولۀ برفی انجام شد و جمعآوری دادهها تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. تجزیهوتحلیل دادهها با استفاده از تحلیل مضمون صورت گرفت.یافتهها: نتایج نشاندهندۀ نقاط قوتی چون یادگیری شخصیسازیشده، کلاسهای معکوس و روشهای نوآورانۀ ارزیابی بود. در مقابل، نقاط ضعفی نظیر حواسپرتی، خطرات امنیتی و چالشهای فنی شناسایی شدند. همچنین، فرصتهایی مانند خدمات پشتیبانی پیشرفته و تهدیداتی نظیر تغییرات سریع تکنولوژیکی نیز مورد اشاره قرار گرفتند.بحث و نتیجهگیری: برای بهرهبرداری بهینه از فناوریهای نوین، ضروری است که نقاط قوت و فرصتها تقویت شوند و نقاط ضعف و تهدیدات مدیریت گردند. این رویکرد میتواند به حداکثر کردن اثربخشی و کارایی فناوریها در آموزش عالی کمک کند.
مقاله پژوهشی
ملیحه منصوری؛ محسن شاکری؛ کاظم برزگر بفروئی؛ مهدیه استبرقی
چکیده
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی تجارب زیستۀ مادران دانشآموزان دورۀ ابتدایی از آموزش مجازی صورت گرفت.روش: رویکرد پژوهش حاضر کیفی و از نوع پدیدارشناسی بود. گروه هدف پژوهش تمامی مادران دارای دانشآموز دورۀ دوم ابتدایی در ناحیۀ یک شهر یزد در سال تحصیلی 1400-1401 بودند که تعداد 14 نفر از این مادران از طریق روش نمونهگیری «هدفمند» انتخاب ...
بیشتر
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی تجارب زیستۀ مادران دانشآموزان دورۀ ابتدایی از آموزش مجازی صورت گرفت.روش: رویکرد پژوهش حاضر کیفی و از نوع پدیدارشناسی بود. گروه هدف پژوهش تمامی مادران دارای دانشآموز دورۀ دوم ابتدایی در ناحیۀ یک شهر یزد در سال تحصیلی 1400-1401 بودند که تعداد 14 نفر از این مادران از طریق روش نمونهگیری «هدفمند» انتخاب شد. ملاک ورود و خروج به میدان مطالعه بهاینترتیب بود که مادران حداقل دو سال تجربۀ آموزش مجازی در خانه در دوران کرونا را داشته باشند. پس از رسیدن به اشباع نظری جمعآوری دادهها به اتمام رسید. ابزار پژوهش «مصاحبۀ عمیق نیمهساختاریافته» بود و از روش تحلیل دادۀ اسمیت استفاده شد. برای تعیین اعتبار دادهها از بررسی و تطبیق نظر برخی پژوهشگران کیفی و مشارکتکنندگان در پژوهش استفاده شد.یافتهها: با بررسی تجارب زیستۀ مادران دانشآموزان از آموزش مجازی، از دل این مفاهیم، نُه مضمون اصلی و 25 زیرمضمون فرعی استخراج شد. .نتیجهگیری: بهطورکلی میتوان گفت که آموزش مجازی مزایا و معایب خاص خویش را دارد و ادغام آموزش مجازی و حضوری در کنار هم در مدارس میتواند در بهبود کیفیت آموزشی مؤثر واقع شود.
مروری
زهرا رفعت جو؛ معصومه محترم؛ مهدی بهزادی
چکیده
زمینه و هدف: با ظهور هوش مصنوعی و گسترش ابزارهای دیجیتال، نظامهای آموزشی در سراسر جهان با تحولی بنیادین روبهرو شدهاند. این مطالعه با هدف بررسی نقش هوش مصنوعی در تحقق سه هدف اصلی آموزشی انجام شده است: شخصیسازی تجربۀ یادگیری بر اساس ویژگیهای فردی فراگیران، ارتقای کیفیت و کارایی فرایند آموزش و یادگیری، و پرورش مهارتهای ضروری ...
بیشتر
زمینه و هدف: با ظهور هوش مصنوعی و گسترش ابزارهای دیجیتال، نظامهای آموزشی در سراسر جهان با تحولی بنیادین روبهرو شدهاند. این مطالعه با هدف بررسی نقش هوش مصنوعی در تحقق سه هدف اصلی آموزشی انجام شده است: شخصیسازی تجربۀ یادگیری بر اساس ویژگیهای فردی فراگیران، ارتقای کیفیت و کارایی فرایند آموزش و یادگیری، و پرورش مهارتهای ضروری قرن بیستویکم نظیر تفکر انتقادی، خلاقیت، ارتباط و همکاری. همچنین، مطالعۀ حاضر تلاش دارد زیرساختها و الزامات سیاستی مورد نیاز برای اجرای موفق و اخلاقمحور هوش مصنوعی در محیطهای آموزشی را شناسایی کند.دادهها و روشها: این پژوهش با بهرهگیری از روش مرور نظاممند ادبیات انجام شده است. منابع علمی فارسی و انگلیسی منتشرشده بین سالهای ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۳ بررسی شدهاند. با استفاده از کلیدواژههایی مانند «هوش مصنوعی»، «آموزش»، «یادگیری شخصیسازیشده» و «مهارتهای قرن بیستویکم»، جستوجو در پایگاههای معتبری همچون اسکپوس، وب آو ساینس، اریک و گوگل اسکالر صورت گرفت. پس از غربالگری مطالعات بر اساس معیارهای ازپیشتعیینشده، مقالات منتخب با روش تحلیل محتوای کیفی بررسی شدند تا مضامین و شکافهای پژوهشی شناسایی شوند.یافتهها: یافتهها نشان دادند که هوش مصنوعی با بهکارگیری الگوریتمهای تطبیقی، سامانههای آموزش هوشمند، رباتهای گفتوگو و تحلیلهای یادگیری، تجربۀ یادگیری را برای هر فرد تنظیم میکند. همچنین، ابزارهای خودکار ارزیابی، تحلیل پیشبینی، دستیاران مجازی و بازخورد لحظهای، آموزش را از حالت سنتی به یادگیری فعال تبدیل کردهاند. افزون بر این، هوش مصنوعی بستری برای تمرین مهارتهایی مانند حل مسئله و ارتباط مؤثر فراهم میسازد. با این حال، چالشهایی چون نگرانیهای اخلاقی، شکاف دیجیتال، و فقدان آموزش معلمان وجود دارد.نتیجهگیری: هوش مصنوعی میتواند آموزش را متحول سازد؛ اما این تحول نیازمند زیرساخت فنی قوی، رهنمودهای اخلاقی روشن، دسترسی برابر و توانمندسازی معلمان است.